The Power of Kundalini

London (England)


Feedback
Share

The Power of Kundalini
Talk to Sahaja Yogis
Chelsham Road Ashram, London (UK), May 17th,1981

قدرت كنداليني
امروز درباره كنداليني برايتان صحبت كردم و اينكه كنداليني، آرزوي خالص و پاك درون ماست كه بروزش يا بيدار شدنش خودآگاهي را به ما مي‌دهد. بدين معني كه اين آرزو تنها وقتي ارضاء مي‌شود كه خودآگاهي‌تان را بگيريد، در غير اين صورت، اين آرزو آشكار نمي‌شود، و بصورت خفته باقي مي‌ماند. ايجاد حس خلاء در درون ما مي‌كند، اما تا زماني كه خودآگاهي‌تان را نگرفته‌ايد، تا زماني كه با روحتان يكي نشده‌ايد، نمي‌توانيد به بروز اين قدرت دست يابيد. بنابراين اين حس باعث مي‌شود كه شما بدويد، بدويد و بدويد و احساس كنيد كه هنوز به آن دست نيافته‌ايد، يا معني خود را پيدا نكرده‌ايد. اين آرزو در آنجاست، تمام مدت خفته است، اما به شما احساس وجد مي‌دهد. بنابراين اين نيرو براي ظهور و بروز بايد انرژي بگيرد.

اين نيرو ويژگي‌هاي خاصي دارد. اولين خاصيت آن اينست كه برخلاف جاذبه حركت مي‌كند، برخلاف جاذبه برمي‌خيزد. بنابراين يك فرد بطور طبيعي بايد بخواهد، اگر نخواهد، كنداليني بالا نمي‌آيد. مانند وقتي كه غذا از معده مي‌گذرد، ديواره‌هاي روده را مي‌فشارد. اين باعث حركت غذا به سمت پايين مي‌شود. بنابراين وقتي كنداليني شروع مي‌كند و كناره‌هاي چاكرا را مي‌فشارد، و فرد بايد احساسي را براي كنداليني ايجاد كند بالاتر و بالاتر ببايد، و آنگاه چاكراها كنداليني را به سمت بالا سوق مي‌دهند. تمام چيزهاي سنگين پايين مي‌روند، ولي كنداليني بالا و بالا و بالاتر مي‌رود، چون شبيه آتش است. آتش هيچگاه به سمت پايين نمي‌سوزد، بلكه هميشه به سمت بالا مي‌سوزد.
كنداليني شبيه آتش است و قابليت آتش را هم داراست (درون ما)… {يعني} قابليت خالص كردن و سوزاندن چيزهايي كه بايد سوزانده شود. آتش چيزهايي را كه قابل سوزاندن نيستند خالص مي‌كند و چيزهايي را كه قابل اشتعالند و قابل سوزاندن هستند را مي‌سوزاند.
بنابراين خاصيت آتش كه در كنداليني وجود دارد، هر چه را كه بي‌فايده است را مي‌سوزاند. مانند آنكه در خانه‌ ما، تمام اشياء بدرد نخور را برداشته و به باغ برده، مي‌سوزانيم، تمام! يكبار و براي هميشه تمام مي‌شوند. بنابراين وقتي كنداليني برمي‌خيزد تمام چيزهاي بي‌فايده را مي‌سوزاند. يعني تمام اميال و آرزوهاي بي‌فايده‌تان، ايده‌هاي بي‌فايده‌تان، تمام عقده‌هاي احساسي بي‌‌فايده و ايگو و خودخواهي‌هاي شما و تمام چيزهاي بي معني را كه در اين بين است، {را با سوزاندن از بين مي‌برد.} تمام اينهايي كه بايد سوخته شوند، بوسيله كنداليني سوزانده مي‌شوند زيرا بايد سوزانده شوند، و اينها طبيعتاً ابدي و جاويدان نيستند. موقتي و گذرا هستند.
كنداليني تمام چيزهايي كه موقتي هستند را مي‌سوزاند و اينگونه است كه كنداليني روح را روشن مي‌كند، زيرا روح به هيچ طريقي سوزانده نمي‌شود. اما اين سوختن بسيار زيباست. كنداليني تمام چيزهاي بد، ساكن، تمام آلودگي‌ها، تمام بيماري‌ها را مي‌سوزاند، و ناپاكي را از بين مي‌برد.
جالب است ببينيم كه چگونه اين نيروي آتش، نسيم خنك مي‌شود. از نظر علمي نيز، مي‌يابيد كه ‌الكتريسيته مي‌تواند به شما يك نسيم گرم با يك نسيم خنك بدهد. مي‌توانيد از يك حالت به حالت ديگر تبديل ‌شويد. اما هيچ حدي براي اين چيزها وجود ندارد و هميشه قابل معكوس شدن هستند.
مثلاً بعضي چيزها مي‌توانند مغناطيسي بشوند، پس مي‌توانيد آن را به الكتريسيته تبديل كنيد. الكتريسيته همواره مي‌تواند به مغناطيس تبديل شود. اما كنداليني چيزيست كه يكباره هر چيزي كه آنجاست را مي‌سوزاند – اينگونه است كه گرم مي‌شويد، چون كنداليني مي‌سوزاند – وقتي كنداليني آرام و خنك مي‌شود، آنگاه معكوس عمل نمي‌كند. به اين دليل است كه اين يك فرآيند زنده است. يك فرآيند زنده هيچگاه قابل معكوس شدن نيست، اما فرآيند مرده {غير طبيعي} قابل معكوس شدن است.
حالا فرض كنيد، شما رشد مي‌كنيد و بزرگ مي‌شويد، نمي‌توانيد يك بچه بمانيد، هر چقدر هم كه سعي كنيد. ممكن است يك سري عمل‌هاي جراحي انجام دهيد، اما وقتي كه بزرگ شديد، ديگر نمي‌توانيد يك بچه كوچك باشيد. حال شما “مدرن”، “رشد يافته” هستيد. ممكن است هرچيزي را براي انسان اوليه شدند، امتحان كنيد، ولي نمي‌توانيد، فقط نمي‌توانيد، هر چقدر كه سعي كنيد. همه آنها مصنوعي خواهد بود. فقط ممكن است با پوشيدن برخي لباسها، احساس كنيد كه انسان اوليه شده‌ايد، با اين احساس كه “اوه، حالا ديگر هيچ مدرنيسمي در ما نيست و حالا خيلي آرام هستيم”. هيچ چيز. ، قابل بهبود است ولي قابل معكوس شدن نيست.
***
اما خدا يك فرآيند زنده است. بنابراين كنداليني فرآيند زنده تكامل در درون ماست.
بنابراين قدرت كنداليني در خالص كردن است. كنداليني مانند آتش ما را خالص مي‌كند. همانند آب پاك نمي‌كند. جاي شگفتي است كه كنداليني مانند آب ما را پاك نمي‌كند.
حالا آب، آب چه مي‌كند؟ آب هيچ وقت چيزي را نمي‌سوزاند، اما چيزهاي مشخصي را حل مي‌كند. آب بعضي چيزها را درون خود مي‌برد. مثلاً اگر در آب رنگ بريزيد، آب رنگ را به داخل خود برده و رنگي مي‌شود.
كنداليني رنگ را به درون خود نمي‌برد. آن را مي‌سوزاند، متوجه هستيد؟ بنابراين اگر مشكلي درون شما باشد، كنداليني آنرا مي‌سوزاند، ولي آنرا جذب نمي‌كند. كنداليني خالص و پاك است. نمي‌تواند چيزهايي را كه آلوده‌اش مي‌كنند را جذب ‌كند. نمي‌تواند آلوده بشود. اين ويژگي آتش است: براي مثال اگر طلا يا نقره را در آتش بگذاريد، مي‌توانيد آن را خالص كنيد، يك شكل خالص آن كه آنگونه آن را مي‌شناسيد، بوجود مي‌آيد. اما اگر طلا يا نقره را در آب بگذاريد، هيچ اتفاقي نمي‌افتد. حداكثر بيرون آنها شسته مي‌شود؛ اما هيچ كاري با بيرون و درون آن نكرده‌ايد.
مي‌توانيد با هر چيز ديگري بصورت ظاهري همين كار را بكنيد. اما كنداليني روي درون و بيرون اثر مي‌گذارد. صورت زيبا مي‌شود، انگار كه صيقل داده شده است، و روشنايي تازه‌اي به آن داده است. اين صورت نه رنگ پريده، نه سوخته، نه زرد و نه زشت است، اما تابناك و درخشان است… درخشش و تابندگي چيزيست كه كنداليني به شما مي‌دهد.
مثال ديگر آهن ذوب شده است. آيا تا به حال آهن ذوب شده ديده‌ايد. فرض كنيد، يك قطعه آهن برداريد و آن را حرارت دهيد تا زماني كه مس و تمام انواع رنگها، مسي طلايي و غيره را از خود نشان دهد، مانند اينكه در كوره است.
***
حالا صداي كنداليني… براي مثال در ويشودي {چاكرا در گلو} صداي تمام حروف صدا دار زبان سانسكريت {16 حرف} را مي‌سازد. اينها صداهايي هستند كه مي‌توانيد در ويشودي بشنويد. همانطور كه مي‌دانيد حروف صدا دار زبان انگليسي بسيار كم است. كنداليني صداها را در تمام چاكراها مي‌سازد، اما وقتي به نابي مي‌رسد، صدايش نامفهوم و شبيه ناله مي‌شود. ناليدن يعني اطلاعات، اطلاعات كد شده. اين نزديكترين جايي است كه مي‌توانيد بگوييد او اطلاعات كد شده مي‌دهد.
در ابتدا “پارامايا” اطلاعات كد شده آرزوي دروني خود را نمي‌شنويد. سپس از نقطه كنداليني بالا مي‌آيد، مولادهارا چاكرا جايي است كه هيچ چيز شنيده نمي‌شود و هيچ صدايي وجود ندارد. زماني كه به شكم مي‌رسد پارامايا شروع مي‌شود. سپس به قسمت مركزي قلب مي‌آيد… جاييكه صداي تاپ تاپ را مي‌شنويد. آن صدا را با گوشي طبي مي‌توانيد بشنويد، دقيقاً مثل صداي قلب. سپس به ويشودي مي‌رسد جاييكه شاهد مي‌شود، “پاشانتي” “كسي كه مي‌بيند”. شايد متوجه آن شده باشيد، زماني كه در ويشودي دچار گرفتگي مي‌شويد، ممكن است كه حس كرده باشيد. وقتي اين صدا كه صدايي كه ما صحبت مي‌كنيم، به گلو مي‌رسد، به “وايكاري” “قدرت كلام” تبديل مي‌شود، و سخن مي‌گويد. اين قدرت حتي قبل از آنكه كنداليني در آنجا باشد اطلاعات كد شده را زمزمه مي‌كند. در اينجا زباني كه كد شده بوده، رمز گشايي مي‌شود، پس “وايكاري” ناميده مي‌شود و سخن مي‌گويد.
پس از خودآگاهي، كنداليني همه چيز را نوراني مي‌كند. بخاطر نوراني شدن، منتراهاي شما نوراني مي‌شود و اينگونه است كه وقتي يك منترا مي‌گوييد، مؤثر و روشن است. قبل از آن، هر منترايي كه گفته مي‌شود، بي معني است. فقط يك حرف نامفهوم عادي است، مثل هر فرد عادي‌اي. منترايي كه بيدار شده‌ است “جاگروت” ناميده مي‌شود. بنابراين منترايي كه “جاگروت” است، نمي‌تواند از منترايي كه نوراني نشده بوجود بيايد.
درست مثل اينكه اگر شما مثلاً يك چيزي مثل اين چراغ و روغن و همه چيزش را داشته باشيد، تا زماني كه توسط كنداليني نوراني نشده باشد، نوري نخواهد داد. تنها بعد از آن است كه از يك ناله و زمزمه معمولي كه نمي‌تواند نورانيت بدهد به منترا تبديل مي‌شود، و به همين دليل است كه آن منتراها هيچ معنايي ندارند.

براي شخصي كه روحش روشن شده و زمزمه‌اش نوراني شده، براي چنين كسي، هر چه كه بگويد درست است، و هر چه كه بخواهد، حتي قبل از آنكه آن را بر زبان آورد انجام مي‌شود. آرزو درون ما، پارامايا نوراني شده و به همين دليل است كه نتيجه مي‌گيريد، اينگونه كار مي‌كند.
تمام سيستم كنداليني به اين ترتيب كار مي‌كند. بنابراين اين كنداليني خالص و پاك، خلوص و پاكي در درون ما ايجاد مي‌كند. بدون داشتن خلوص نمي‌توانيم ناخالصي‌ها را تشخيص دهيم. براي مثال اگر دستهاي من تميز نباشد، آنگاه نمي‌توانم خطوط روي آنها را ببينم. نمي‌توانيد تصوير واقعي چيزهاي ناپاك و آلوده را ببينيد، اگر خالص و پاك نشود، نمي‌توانيد حقيقت آن را ببينيد. حتي اگر چيزي مصنوعاً يا سطحي خالص و پاك شده باشد يا رويشان رنگ شده باشد، مي‌توانيد تشخيص دهيد. نمي‌توانيد زيبايي آن را ببينيد، چون هر چه كه روي آن انجام شده مصنوعي بوده است.
بنابراين كنداليني انرژي را مي‌سوزاند، (باسفايسان) و هر چيزي را خاكستر مي‌كند و آنچه كه باقي مي‌ماند طلاي ناب روح درون ماست.