پوجای گورو، “چطور یک استاد شویم؟” Campus, Cabella Ligure (Italy)

پوجای گورو، 20 جولای 2008، کبلا، ایتالیا امروز روز بسيار بزرگي براي تمام ساهاجايوگي‌ها است؛ چون‌که سحسرارا در شما باز شد، توانستيد وجود خداوند را احساس کنيد. صرف گفتن اين که خدا هست کافی نبود و گفتن این که خدايي نیست هم اشتباه بود، بسيار اشتباه؛ و آنها که چنین صحبت‌هایی کردند مجازات شده‌اند. تنها بعد از گرفتن خودآگاهي مي‌فهميد که خدا وجود دارد و ارتعاشاتی هست. اين گشايشی بسیار عظيم در سراسر دنيا است. امروز می‌گویم که چرا این یکی از مهم‌ترین روزها برای شماست. بسياري از شما نسيم خنک را بر دستانتان و بیرون از مغزتان احساس کرده‌ايد. بعضي‌ها در ساهاجايوگا رشد کرده‌اند، بعضي رشد نکرده‌اند. برخي هنوز گرفتگي‌هاي قديمي را با خود دارند. اما حالا بايد بگويم که بسياري از شما مي‌توانيد استاد شويد، یعنی معلم شوید، و باید مثل معلم‌ها کار کنید. براي آن که کار یک معلم را انجام دهید بايد ساهاجايوگا را بلد باشید، تئوری و عملي آن را؛ تمام و کمال؛ و بعد مي‌توانيد استاد شويد. اين مسئوليتي حقیقی و درکی بالا برای یک استاد است. اول این که شما نبايد هيچ ايگويي داشته باشيد؛ نبايد در هيچ یک از چاکراهايتان گرفتگي داشته باشيد؛ بايد تمام مدت کاملا پاک باشيد و باید که ارتعاشات در هر دو دستتان جاري باشد. اگر ارتعاشات در يک دست حرکت مي‌کنند و نه در دست ديگر، شما نمي‌توانيد استاد شويد. بنابراين بايد ساهاجايوگي کاملی باشید. فقط آن موقع است که مي‌توانيد استاد باشید و بسياري از شما می‌توانید، اما اول بايد مطمئن شوید که توانایی استاد بودن Read More …

پوجای گورو، “خلاقیت” Lago di Braies (Italy)

شری گورو پوجا لاگو دی برایس، ایتالیا، 23 جولای 1989 امروز، ما باید کمی بیشتر از حد معمول زمان صرف می‌کردیم تا بتوانیم به مرحله‌ای برسیم که واقعا بتوانیم استاد را ستایش کنیم. وقتی ما داریم استادمان را ستایش می‌کنیم، باید بدانیم که در واقع ما در حال تلاش برای بیدار کردن اصل استادی درون خودمان هستیم. فقط این نیست که شما برای ستایش استاد خود اینجا باشید. شما ممکن است بارها و بارها ستایش کنید، شاید ارتعاشات جاری شوند، شاید از آن ارتعاشات سیراب شوید و احساس شعف و قوت کنید. ولی آن قوت باید در درون‌مان حفظ شود، بنابراین همیشه به یاد داشته باشید، هر وقت شما دارید هر اصلی را در بیرون ستایش می‌کنید، در حال تلاش برای ستایش اصل خودتان، در درون خودتان  هستید. در درون ما، همانطور که می‌دانید، در همه ما، اصل استادی قرار دارد. توجه به این نکته خیلی جالب است که اصل استادی به زیبایی به دور چاکرای نابی کشیده شده است. ما هیچ وقت نمی‌بینیم چاکرایی با اصل استادی وصل باشد. چاکرای نابی را در نظر بگیرید؛ و در پیرامون، بهاواساگارا قرار دارد. بنابراین، این بهاواساگارا که اقیانوس پوچی است نمی‌تواند استاد باشد. بنابراین، در ناحیه بهاواساگارای درون ما چاکراهایی مخفی وجود دارند، که باید بیدار شوند و شناخته شوند تا آشکار گردند. همانطور که می‌توانید ببینید، حدود این اصل توسط گردش چاکرای سوادیستانا به وجود می‌آید. سوادیستان چاکرایی است که به شما نخستین و مهم‌ترین چیز که خلاقیت است را می‌دهد. شخصی که یک استاد است باید ذاتا خلاق باشد. Read More …

پوجای گورو، “مرتبه یک استاد” Leysin, Grand Hotel Leysin (Leysin American Schools) (Switzerland)

پوجای گورو لیزان، سوئیس، 14 جولای 1984 من به همه ساهاجایوگی‌های جهان تعظیم می‌کنم. دیدن بسیاری از شما که برای انجام گورو پوجا در اینجا جمع شده‌اید بسیار دلگرم کننده است. این که گوروی خود را در حضورش ستایش کنید، بالاترین رحمت تلقی می‌شود. اما در مورد من این ترکیبی بسیار متفاوت است، که من مادر شما و گورو شما هستم. پس می‌توانید درک کنید شری گانشا چطور مادرش را ستایش کرده است. همه شما از همان الگوی شری گانشایی خلق شده‌اید که مادرش را ستایش کرد و بعد به آدی‌گورو، اولین گورو تبدیل شد. او جوهره ازلی استادی است. فقط مادر می‌تواند از فرزند استاد بسازد. و حس مادری هر استادی – چه مرد و چه زن – فقط می‌تواند از شاگرد یک گورو بسازد. پس اول شما باید پیامبر شوید و آن حس مادری را در خود پرورش دهید، آن وقت می‌توانید دیگران را هم پیامبر کنید. حال، برای تبدیل شدن به یک گورو، بعد از خودآگاهی‌مان چه باید بکنیم؟ کلمه گورو یعنی جاذبه. جاذبه یعنی کسی که موقر است، کسی که عمیق است، کسی که جذب کننده است. اکنون همانطور که در ساهاجایوگا آموخته‌اید که گرفتن خودآگاهی در بی‌تلاشی کامل صورت می‌گیرد. بنابراین معمولاً یک گورو سعی می‌کند شاگردانش را بی‌تلاش کند، که به آن “پرایاتنا شایْتیلیا” می‌گویند – به این معنی که «تلاش‌های‌تان را کم کنید». بدون انجام هیچ کاری، پرایاتنا شایتیلیای خود را دریافت کردید، وگرنه کندالینی بالا نمی‌آمد. سپس مرحله دوم ویچارا شایتیلیا است – آگاهی بدون فکر. شما این را نیز بدون انجام Read More …

پوجای گورو، “اعلان شری ماتاجی” London (England)

پوجای گورو “اعلان شری ماتاجی” اشرام دولیس هیل، لندن، انگلستان  2 دسامبر 1979 ماه پیش، به رستم گفتم که شما باید این یکشنبه پوجایی ترتیب دهید؛ در این روز، ماه کامل است و او از من پرسید شما باید چه نامی به آن بدهید؟ آیا گورو پوجا است یا پوجا برای ماهالاکشمی است یا گانشا پوجا؟ بنابراین به او گفتم اسمش را گورو پوجا بگذار؛ و او بعدا، خیلی بعدتر – وقتی به هند می‌رفتم – از من پرسید که چرا کریسمس پوجا را هم در اینجا برگزار نکنیم؟ امروز یک روز بسیار مهم است. زیرا مدتها قبل، وقتی که مسیح فقط یک کودک بود، او از کتب مقدس خواند و به بسیاری اعلام کرد که او منجی است، اینکارنیشنی که نجات دهنده است. آنها معتقد بودند که نجات دهنده‌ای خواهد آمد. امروز، مدت‌ها پیش، در یک روز یکشنبه، او گفت، او اعلام کرد که منجی است. به همین دلیل امروز یکشنبه ظهور است. او ناچار بود که به مدت بسیار بسیار کوتاهی زندگی کند. بنابراین در سن بسیار پایینی مجبور شد اعلام کند که او منجی است. اکنون جالب است توجه شود که پیش از این، هیچ اینکارنیشنی علنا نمی‌گفت که آنها اینکارنیشن هستند. راما البته فراموش کرده بود که او یک اینکارنیشن است. به نوعی، او خود را به فراموشی واداشت، مایای خود را بر روی خودش بازی کرد تا به یک انسان کامل تبدیل شود، ماریادا پوروشوتاما و شری کریشنا نیز فقط به یک نفر آرجونا، گفت؛ درست قبل از آن که بخواهد جنگ را شروع کند. Read More …