پوجای گورو، “چطور یک استاد شویم؟” Campus, Cabella Ligure (Italy)

پوجای گورو، 20 جولای 2008، کبلا، ایتالیا امروز روز بسيار بزرگي براي تمام ساهاجايوگي‌ها است؛ چون‌که سحسرارا در شما باز شد، توانستيد وجود خداوند را احساس کنيد. صرف گفتن اين که خدا هست کافی نبود و گفتن این که خدايي نیست هم اشتباه بود، بسيار اشتباه؛ و آنها که چنین صحبت‌هایی کردند مجازات شده‌اند. تنها بعد از گرفتن خودآگاهي مي‌فهميد که خدا وجود دارد و ارتعاشاتی هست. اين گشايشی بسیار عظيم در سراسر دنيا است. امروز می‌گویم که چرا این یکی از مهم‌ترین روزها برای شماست. بسياري از شما نسيم خنک را بر دستانتان و بیرون از مغزتان احساس کرده‌ايد. بعضي‌ها در ساهاجايوگا رشد کرده‌اند، بعضي رشد نکرده‌اند. برخي هنوز گرفتگي‌هاي قديمي را با خود دارند. اما حالا بايد بگويم که بسياري از شما مي‌توانيد استاد شويد، یعنی معلم شوید، و باید مثل معلم‌ها کار کنید. براي آن که کار یک معلم را انجام دهید بايد ساهاجايوگا را بلد باشید، تئوری و عملي آن را؛ تمام و کمال؛ و بعد مي‌توانيد استاد شويد. اين مسئوليتي حقیقی و درکی بالا برای یک استاد است. اول این که شما نبايد هيچ ايگويي داشته باشيد؛ نبايد در هيچ یک از چاکراهايتان گرفتگي داشته باشيد؛ بايد تمام مدت کاملا پاک باشيد و باید که ارتعاشات در هر دو دستتان جاري باشد. اگر ارتعاشات در يک دست حرکت مي‌کنند و نه در دست ديگر، شما نمي‌توانيد استاد شويد. بنابراين بايد ساهاجايوگي کاملی باشید. فقط آن موقع است که مي‌توانيد استاد باشید و بسياري از شما می‌توانید، اما اول بايد مطمئن شوید که توانایی استاد بودن Read More …

روز دوم ناواراتری، “سوادیستان خود را راضی نگه دارید” Sydney (Australia)

دومین روز ناواراتری سیدنی، استرالیا ، 13 اکتبر 2007 اینجا هم بیایید، بیایید داخل، بنشینید اینجا، یک نفر دیگر هم، بیایید جلو. بعضی‌ها هستند که نمی‌توانند بنشینند. می‌شود بروید و ببینید آیا همه داخل آمده‌اند؟ ببخشید، من نمی‌دانستم شما همه اینجا بودید؟ الان او گفت و من هم گفتم باشد. شما آنجا صدای مرا می‌شنوید؟ همه شما؟ آنها که صدای مرا نمی‌شنوند دستانشان را بالا بگیرند. خیلی خوب، ممنون. چیزی می‌خواهید؟ بیایید جلو. حال شما خوب است؟ پس بهتر است یک آواز بخوانید. من متاسفم، آنها الان به من گفتند که مردم منتظر هستند. بسیار خوشحالم که می‌بینم همه شما اینجا این‌قدر شاد هستید. امروز روز دوم است و از نظر تکاملی روز بسیار مهمی است. همان‌طور که می‌دانید، دومین چاکرای ما بسیار مهم است، برای همین است که امروز روز بسیار مهمی است. خوب دومین چاکرا چیست؟ آیا می‌دانید دومین چاکرا چیست؟ ها؟ آنها چه گفتند؟  ساهاجایوگی: سوادیستان.شری ماتاجی: شما باید بلند بگویی!  ساهاجایوگی: سوادیستان. این چاکرا سوادیستان است، خیلی مهم است چون در این کالی‌یوگا، سوادیستانا بیشتر از همه کار می‌کند. ما ماموران بسیار زیادی داریم که آن را وادار می‌کنند کار کند و خیلی سخت کار کند. شما می‌دانید در چاکرای دوم چیست. در دومین چاکرا چه اتفاقی می‌افتد؟ این که ما گرفتار جاه‌طلبی‌هایمان می‌شویم و این جاه‌طلبی باعث می‌شود دائم بالا و پایین بدوید و من بسیاری از ساهاجایوگی‌ها را دیده‌ام که گمراه شده‌اند. پس امروز برای همه شما روز بسیار مهمی است. پس چاکرای دوم مهم است؛ چرا که در دوران مدرن، این چاکرا بسیار Read More …

پوجای شری گانشا، “شما همراه من در جنگ هستید” Frankfurt (Germany)

پوجای شری گانشا فرانکفورت، آلمان، 27 سپتامبر 2002 خیلی خوب است که بعد از چنین مدتی طولانی برگشتم. و هر وقت آمدم، شما گرد هم آمده بودید؛ درسالن بزرگی دیدار کردیم و به این ترتیب ساهاجایوگا شروع کرد به رشد کردن. این برای شما مردم بسیار مهم است، به ویژه از آلمان، اتریش. این‌ها کسانی هستند که در جنگ بودند. و حالا شما همراه من در جنگ هستید. ما باید بجنگیم، با شرارت بجنگیم. شما می‌دانید که جهان چگونه است. ما باید با آن‌ها بجنگیم و باید آن‌ها را از جهالت بیرون بیاوریم. شما یک چنین پشتوانه‌ای برای این کار هستید چون ما باید انسان ها را تغییر دهیم. آنها باید به مردمانی خوب تبدیل شوند، بسیار به سرعت. وقتی خودآگاهی‌شان را بگیرند، تغییر شروع خواهد شد. حالا در انگلیس و همچنین ایتالیا، کارشان خودآگاهی دادن به مردم در خیابان است. با خودآگاهی دادن در خیابان، هزاران نفر اکنون انسان‌هایی خودآگاه شده‌اند. این امر بسیار مهمی است چون وقتی خودآگاهی‌تان را بگیرید، تبدیل به روح می‌شوید و تمام خوبی‌ها باید به سراغ شما بیایند. اگر هر چیز شر و بدی در شما وجود داشته باشد، دور خواهد شد. این در همه جا به سرعت در حال گسترش است و باید در آن کشورهایی که هستند هم گسترش یابد. هیچ نیازی نیست، نیازی به بحث و دعوا ندارید؛ چرا که شما کمک الهی را دارید. شما تمام کمک‌ها، تمام کمک‌ها را از طرف خداوند دارید، و این همان چیزی است که باید درک کرد، که به ما از طرف خداوند کمک Read More …

You are a spiritual personality New York Society for Ethical Culture, New York City (United States)

شما یک شخصیت روحانی هستید. برنامه عمومی، نیویورک 22 آگوست 2002 من به همه جستجوگران حقيقت تعظيم می‌کنم.  در واقع همه ما در جستجوی حقيقت هستيم، بسیاری از ما. ولی تا به حال افراد زیادی نتوانستند آن را بیابند و گم شده‌اند. اما حقیقت چیست؟ حقیقت در مورد وجود شما چیست؟ حقيقت اين است که شما اين جسم نيستيد، شما اين احساسات نيستيد، پس شما چه هستيد؟ شما روح هستيد. تمام مقدسین و اینکارنیشن‌های بزرگ گفته‌اند که شما روح هستيد و چیزی که در صدد یافتن آن هستیم، خود واقعی‌مان است. ما به دنبال چنین پژوهشی در مورد خود هستیم. ما همچنین به واسطه‌ی افراد گمراه، اشتباهات زيادی مرتکب شده‌ايم، اما باید بگویم که تمهید از پیش ساخته‌ای در درون همه ما، تک تک شما وجود دارد که شما را به آن خویشتن خواهد رساند، که به شما آن خودآگاهی را خواهد داد. بسیار جای تعجب است که کسی تا به حال در مورد کندالينی صحبت نکرده است. قدرتی درون همه شما وجود دارد که کندالينی است، که انرژی سه دور و نيم پیچیده‌ای است که در داخل یا بهتر است بگویم در پشت استخوان مثلثی شکل‌تان قرار گرفته است، یا داخل آن است و منتظر لحظه‌ای است که بتواند بيدار شود و از مراکز مختلف عبور کند، تا ملاج سرتان را باز کند. و به این ترتیب شما خودآگاهی خود را دریافت می‌کنید، که خروج نسيم خنک را از ملاج سرتان احساس مي‌کنيد. اين یک اتفاق واقعی است. سخنرانی من يا مطالعه يا هر چيز ديگری نيست. این امری Read More …

پوجای ماهاشیوارتری، “قدرت نابودگر شری ماهادوا” Pune (India)

پوجای ماهاشیواراتری دهلی، هند، 25 فوریه 2001 امروز این‌جا هستیم تا ماهاشیواراتری را جشن بگیریم. این امتیاز بسیار بزرگی برای همه ماست که شری ماهادوا را درک کنیم. تا خودآگاهی خود را نگرفته باشید، نمی‌توانید بفهمید شخصیت عظیم، ویژگی و قدرت‌های شری ماهادوا چیست. درک او و نیز رسیدن به عمق عظمت او آسان نیست، مگر این که ما متواضع باشیم. ما برای رسیدن به پاهای نیلوفرین شری ماهادوا باید بسیار متواضع باشیم. همان طور که دیده‌اید، انسان باید حتی از سحسرارا عبور کند تا به پاهای نیلوفرین این شخصیت عظیم برسد. او در ماوراء است، ورای ادراک ما. ولی او در قلب‌های ما به شکل روح سکنی دارد و وقتی خودآگاهی‌تان را بگیرید، خیلی خوب بازتاب پیدا می‌کند. ولی با این وجود انسان باید قدرت‌های شری ماهادوا را بشناسد، که البته توصیف این خداوند بزرگ، با چند کلمه آسان نیست. ولی اولین قدرتی که او شخصا دارد، آن است که او خداوندی بسیار بخشنده است. او می‌بخشد! او ما را می‌بخشد، خیلی از گناهان ما را، خیلی از فعالیت‌های ویرانگر ما را، ذهن وحشتناک ما را که سعی دارد برای همه مشکل به وجود آورد – ولی تا یک جایی! ولی او بزرگ‌ترین قدرت را برای نابود کردن دارد. نابودی از جانب او بسیار ناگهانی اتفاق می‌افتد؛ چون او بر تمامی عناصر فرمانروایی می‌کند. تمامی عناصر را او فرماندهی می‌کند، او بر مادر زمین فرماندهی می‌کند و او بر همه دیگر عناصر فرماندهی می‌کند. از راه علت و معلول بر آنها فرمانروایی می‌کند و می‌تواند هر چه را بخواهد Read More …

برنامه عمومی استانبول، ترکیه، “کندالینی، قدرت یک قدیس در تمام انسان‌ها” Istanbul (Turkey)

برنامه عمومی استانبول، ترکیه، 26 آوریل 1999 من به همه جستجوگران حقیقت تعظیم می‌کنم. ما در محدوده‌ای از زمان قرار داریم که بسیار مهم است. در این زمان نابسامانی‌های بسیار زیاد، مشکلات بسیار زیاد و جنگهای بسیار متعددی وجود دارد، انواع تباهی‌ها در سیستم ارزشی ما رخ داده است و ما کاملا از این بابت شوکه شده‌ایم. بسیار شوک زده شده‌ایم. مشکل چیست؟ چرا چنین چیزی رخ می‌دهد؟ باید سعی کنیم این را بفهمیم. و اگر راه حلی برای آن هست باید سعی کنیم به آن برسیم. مشکلات وجود دارند به این دلیل که انسان‌ها خودشان را نمی‌شناسند. یا بیش از حد به خود می‌بالند، ایگوی خیلی زیادی دارند یا آن که بسیار قید و شرطی شده‌اند. هیچ قید و شرطی نیست که بشود گفت بی‌دردسر است. چون ما تمام این مهملات را کورکورانه می‌پذیریم. حال این مشکل را مشاهده می‌کنیم که مثلا با یک مذهب خاصی متولد شده‌ایم، و ما عینا دنباله‌رو هر چه به ما بگویند می‌شویم. من از این افراد می‌پرسم آیا قرآن شریف را خوانده‌اید؟ تعداد انگشت شماری واقعاً آن را خوانده‌اند و بعضی وقتها هم می‌بینم کاملا غلط تفسیر شده است. این کار موجب بدنامی اسلام و نیز حضرت محمد می‌شود. از نظر ما حضرت محمد، انسان بسیار بسیار بزرگی بود. ما او را آدی گورو می‌نامیم، یعنی یکی از استادان ازلی که بر این زمین تولد یافت. حالا انسان بزرگی همچون او نمی‌گوید که الهی است. این را نمی‌توانم باور کنم، ولی او نگفت که الهی است. شاید چون اگر کسی بگوید که الهی Read More …

پوجای شری آدی شاکتی، “احترام به مادر زمین” Campus, Cabella Ligure (Italy)

پوجای شری آدی‌شاکتی کابلا، ایتالیا، 25 مه 1997 امروز قصد داریم پوجای آدی‌شاکتی را انجام دهیم. صحبت در مورد آدی‌شاکتی کاری دشوار است، چون راحت نمی‌شود درک کرد که آدی‌شاکتی قدرت ساداشیواست. ساداشیوا خداوند متعال است. آدی‌شاکتی طبق گفته برخی افراد، نَفَس اوست. برخی می‌گویند ‌‌آدی‌شاکتی آرزوست و برخی می‌گویند که او کل قدرت ساداشیواست و ساداشیوا هیچ کاری را بدون قدرت‌های او نمی‌تواند انجام دهد. این موضوع توسط بسیاری از افراد در کتاب‌های مختلف، به شکل‌های گوناگون شرح داده شده است. ولی در واقع نیازی نیست که به پیش‌زمینه خلق آدی‌شاکتی بپرداریم، چرا که حداقل هفت سخرانی احتیاج دارد. ولی ما به زمانی که آدی‌شاکتی کارش بر زمین را آغاز کرد خواهیم پرداخت. اولین چیزی که باید بدانیم آن است که او کندالینی را در خود مادر زمین خلق کرد و شری گانشا را از مادر زمین آفرید، این خیلی جالب است. بنابراین مادر زمین به موضوعی بسیار مهم برای ما تبدیل می‌شود. اگر ما ندانیم که چطور به مادر زمین احترام بگذاریم، نخواهیم دانست که چطور به خودمان احترام بگذاریم. تجلی آدی‌شاکتی درون شما کندالینی است، بدون شک؛ که آن بازتاب آدی‌شاکتی در شماست. ولی این بازتاب در مادر زمین نیز نمایان شده است، همان طور که همه شما می‌دانید، به شکل مکان‌های مختلف، کشورهای مختلف، شهرهای مختلف، به صورت پدیدار گشتن چاکراها و مخلوقات آدی‌شاکتی. ابتدا این خیلی مهم بود که یک مادر زمین بسیار مقدس برای انسان‌ها خلق شود تا بر آن متولد شوند. بنابراین بازتاب آدی‌شاکتی به شکل کندالینی، ابتدا بر مادر زمین بود. باید Read More …

پوجای دیوالی (Portugal)

پوجای دیوالی لیسبون، پرتغال، 10 نوامبر 1996 امروز می‌خواهیم ماهالاکشمی‌ را ستایش کنیم، که به گمانم در این کشور بسیار ستایش شده؛ جایی که او را به نام ماریا ستایش می‌کنند و یک سوایامْهبو از ماریا هم هست که حتما دیده‌اید؛ و حتی در اینجا ظاهر هم شده است. اول این را اصلا باور نکردم، ولی با دیدن ارتعاشات، حالا می‌دانم این که اینجا ظاهر شده، حتما حقیقت داشته است. حتما دیده‌اید که در عکسی هم جلوی من واقعا ظاهر شد. این اصلی است که با آن شما بدین مرتبه رسیده‌اید. مسیر مرکزی تعالی شما، با قدرت ماهالاکشمی خلق شده، برای کندالینی، تا بالا بیاید. در معبد ماهالاکشمی شهر کهولاپور، همیشه سرود “اوده، اوده آمبه” را می‌خوانند. برای همین از کسانی که آنجا بودند پرسیدم: “چرا سرود آمبه را در معبد ماهالاکشمی می‌خوانید؟” گفتند: “ما نمی‌دانیم چرا این کار را می‌کنیم، ولی آیا اشتباه است؟” گفتم: “نه، چون فقط در کانال ماهالاکشمی است که کندالینی می‌تواند بالا بیاید و کندالینی آن آمبا است.” این را فهمیدند و خیلی هم تعجب کردند، از این‌که به این خوبی توضیح دادم. چون از قدیم‌الایام آنها این سرود را آنجا می‌خوانده‌اند و هیچ‌وقت هم علت آن را نمی‌دانستند. با رسیدن به موضوع ماهالاکشمی، باید بفهمیم او چه‌‌‌‌ کار می‌کند، کمکی که می‌کند آن است که کانال ماهالاکشمی یا قدرت‌های ماهالاکشمی در ما، تعادلی مناسب خلق کرده است؛ مسیری مناسب برای بالا آمدن کندالینی خلق کرده است. چپ و راست متعادل شده‌اند و او کسی است که مسیری فراخ‌تر را برای بالا آمدن کندالینی خلق Read More …

پوجای شری ماهاشیوارتری، “توجهتان را برانگیخته کنید” Bundilla Scout Camp, Sydney (Australia)

پوجای شری ماهاشیواراتری 3 مارس 1996، سیدنی، استرالیا امروز می‌خواهیم برای شیوا پوجا انجام دهیم، شری شیوا. همان‌ طور که می‌دانید، شری شیوا بازتاب ساداشیوای درون ماست.  من قبلاً درباره بازتاب صحبت کرده‌ام. ساداشیوا، خداوند متعال است، کسی که بازی آدی‌شکتی را نگاه می‌کند. اما او پدری است که دارد هریک از مخلوقات خود یا مخلوقات آدی‌شکتی را تماشا می‌کند. حمایت او از آدی‌شکتی تمام و کمال، کاملاً نیروبخش است. در ذهن او هیچ شکی در مورد توانایی آدی‌شکتی وجود ندارد. اما وقتی او می‌بیند که در بازی آدی‌شکتی، آدم‌ها یا دنیای به این شکل سعی در ایجاد مزاحمت برای او دارند یا می‌خواهند کارش را خراب کنند، آن‌وقت وارد حالت خشمگین خود می‌شود و همه این قبیل آدم‌ها را نابود می‌کند و شاید تمام دنیا را نابود کند.  از یک طرف او خشمگین است، بدون شک. از طرف دیگر او اقیانوسی از مهربانی و لذت است. برای همین است که وقتی او درون ما بازتاب پیدا می‌کند، خودآگاهی‌مان را می‌گیریم. ما نورِ روحمان را دریافت می‌کنیم و وارد اقیانوس لذت می‌شویم. همچنین، او اقیانوسِ دانش است. بنابراین کسانی که خودآگاه می‌شوند، دانش الهی را به دست می‌آورند که بسیار ظریف است، در هر اتم و مولکول نفوذ می‌کند، قدرتِ این دانش وجود دارد. شیوه او به گونه‌ایست که با مهربانی‌اش، حتی رکشاساهای بسیار بی‌رحم را هم می‌بخشد، اگر آن‌ها خود را وقف او کنند. چون مهربانی او حد ندارد و گاهی همان آدم‌هایی که مورد رحمت او قرار گرفته‌اند، سعی می‌کنند سرسپردگان آدی‌شکتی را به دردسر بیندازند. ولی این Read More …

پوجای شیوارتری، “چگونه وارسته شویم و تعالی یابیم؟” Castle Mountain Camp, Wisemans Ferry (Australia)

پوجای ماهاشیوارتری، 26 فوریه 1995، استرالیا امروز اینجا جمع شده‌ایم که برای ساداشیوا پوجا کنیم. خدای یگانه‌ای که درون ما انعکاس یافته شیوا است، که روح پاک است. این روح پاک درون ما، انعکاس خداوند متعال یعنی ساداشیوا است. مثل خورشید است که بر آب می‌افتد و انعکاس واضحی را ایجاد می‌کند؛ یا نه، بر سنگ می‌افتد؛ اصلا انعکاسی را به وجود نمی‌آورد. شما اگر برای مثال، آینه‌ای داشته باشید، خورشید نه تنها بر آینه می‌افتد، بلکه نورش را هم منعکس می‌کند. به همین ترتیب در انسان‌ها، انعکاس خداوند متعال به همان شکلی که شخصیت شما هست نمایان می‌شود. اگر شخصیت شما تمیز، شفاف و معصوم باشد، آن وقت انعکاس هم می‌تواند مثل یک آینه باشد. به این ترتیب انسان‌های مقدس، خداوند متعال را به درستی منعکس می‌کنند، به این معنی که دیگر نشانی از هویت اشتباهی که برای خود متصور بودند وجود نخواهد داشت. وقتی چنین پنداشتی وجود نداشته باشد و وقتی شخص، کاملا روح پاک باشد، آن‌وقت انعکاس خداوند بر سایرین منعکس خواهد شد. خوشبختانه همه شما خودآگاهی خود را گرفته‌اید؛ یعنی انعکاس خداوند متعال، پیشاپیش بر توجه شما دارد کار می‌کند. توجه با قدرت روح نورانی شده است. قدرت روح همان انعکاس است. این یعنی انعکاس هیچ‌وقت با آینه یا با آب یکی پنداشته نمی‌شود. انعکاس تا وقتی که آفتاب می‌درخشد وجود دارد؛ و وقتی خورشیدی نباشد، انعکاسی هم نخواهد بود. پس وقتی در ساهاجایوگا هستید خودتان را پاک کرده‌اید. کندالینی‌تان هم شما را پاک کرده است و حالا شما افراد پاکی هستید. برای همین است که Read More …

پوجای کریسمس، “پیروی از عقل هرگز شما را قادربه درک الوهیت نمی‌کند” Ganapatipule (India)

پوجای کریسمس  گاناپاتی پوله، هند، 25 دسامبر 1993 امروز می‌خواهیم که تولد مسیح را جشن بگیریم. در یک زمان بسیار حساس داریم این کار را انجام می‌دهیم؛ چون هستند افراد ضد مسیحی که مسئول مذهب مسیحیت شده‌‌اند و دارند برعلیه تولد مسیح صحبت می‌کنند.  آنها هیچ صلاحیتی ندارند، آنها انسان خودآگاه نیستند، آنها از خداوند هیچ تصوری ندارند، هیچ چیز؛ و آنها می‌گویند این‌ها کذب محض است، این ‌که او باکره نبوده و این ‌که مسیح به آن شکل به دنیا نیامده است. چه کسی به آنها گفته؟ آیا جبرئیل آمده و به آنها گفته؟ چه حقی دارند که از چنین چیزهایی صحبت کنند؟ بنابراین چون آنها ضد مسیح هستند، حالا مسئول مسیحیت شده‌اند. حتی پاپ هم به همین شکل است. بنابراین در ساتیا یوگا آنها همه رسوا خواهند شد؛ باید که رسوا شوند. ولی بعضی از افرادی که اینجا هستند می‌توانند به این مرد نامه بنویسند و بپرسند:ِ “شما چه صلاحیتی دارید که این را بگویید؟ آیا شما قدرت همه‌جا حاضر عشق خداوند را احساس کرده‌اید؟” “آیا هیچ الوهیتی در شما هست که مسیح را به این شکل به چالش می‌کشید؟”. باید اینکارنیشن‌های پل باشند، شاید. آنها نمی‌توانند خداوند را درک کنند. آنها نمی‌دانند که خداوند چه کارهایی می‌تواند انجام دهد.آنها اصلا هیچ تصوری از این که این کار چه‌قدر معجزه‌آسا است ندارند. شما همه رحمت خداوند را احساس کرده‌اید. شما همه می‌دانید که این یک معجزه است. هر بار یک معجزه به وجود می‌آید. من یک مثال ساده برایتان بگویم. در پوجای ناواراتری ما تعدادی عکس داشتیم؛ و Read More …

پوجای ایستر، “باید به خود ایمان داشته باشید” Magliano Sabina Ashram, Magliano Sabina (Italy)

پوجای ایستر رُم، ایتالیا، 11 آوریل 1993 ما همه امروز اينجا جمع شده‌ايم بر بالاي اين کوه زيبا، تا رستاخيز مسيح را جشن بگيريم. براي ساهاجايوگي‌ها بسیار مهم است كه واقعه بزرگ رستاخيز او را درک کنند، که با آن او نشان داد که روح نمي‌ ميرد. او… او امكارا بود، او عقل كل بود و او روح بود، برای همین مي توانست روي آب راه برود. و همچنین، حالا ما فيلمی ساخته‌ايم كه در آن نشان داده‌ايم چطور مولادهارا اتم كربن را نمایش می‌دهد،اگر شما از راست به چپ نگاه کنید، به وضوح يك سواستیکای قشنگ را آنجا مي‌بينيد و از چپ به راست ما امكارا را مي‌بينيم. ولي وقتي از پایین به بالا نگاه مي‌كنيد، چيزي كه مي‌بينيد آلفا و امگا است. اين بدون شك اثبات مي‌كند كه مسيح همانطور كه خود گفت: “من آلفا و امگا هستم”، به وضوح نشان مي دهد که او اينكارنيشن شري گانشا بود. اين يك مدرک علمي است كه اكنون ما با خود داريم و به این ترتیب مي توانيم به مردم بگوييم که اين يك حقيقت است. من نمي دانم در زمان مسيح، اين آلفا و امگا براي رياضي‌دانان مشخص بوده، ولي یقینا براي او که گفت “من آلفا و امگا هستم” مشخص بوده. او اينكارنيشني بسيار استثنائی و بسيار مهم براي رشد ما بود. اگر او خود را زنده نمی‌کرد، ما اصلا نمی‌توانستیم به عروج خود برسیم. پس اين كمكی عظیم است. رستاخيز مسيح حالا در زندگي خود شما مشهود است – شما قبلا چه بوديد و امروز شما چه Read More …

پوجای شری کریشنا، “صعود به ورای ویشودی، مرتبه ویراتا” Campus, Cabella Ligure (Italy)

پوجای شری کریشنا کابلا، ایتالیا، 16 آگوست 1992 امروز تصمیم گرفته‌ایم تا پوجای شری کریشنا را داشته باشیم. ما بارها این پوجا را انجام داده‌ایم و ماهیت ظهور شری کریشنا را که به شش هزار سال پیش برمی‌گردد، درک کرده‌ایم؛ و اکنون، آنچه تجلی او بود، آنچه او می‌خواست به انجام برسد، باید در این کالی یوگا انجام شود. در حال حاضر، این کالی یوگا در حال رفتن به حیطه جدیدی از ساتیا یوگا است، اما در این بین، کریتا یوگا وجود دارد که در آن، این براهماچایتانیا یا می‌شود گفت قدرت فراگیر عشق خدا قرار است عمل کند. در این زمانه قرار است با قدرت‌های شری کریشنا چه رخ دهد؟ این همان چیزی است که باید ببینیم شری کریشنا، همان‌طور که برایتان گفتم، مظهر دیپلماسی هم بود. بنابراین او بسیار بازی می‌کند و در نهایت نادرست و باطل را نمایان می‌کند. اما با انجام آن، مردم را قضاوت می‌کند. بنابراین بسیار مهم است که قدرت دیپلماسی شری کریشنا در این زمان، زمانی که آخرین داوری است، آشکار شود. بنابراین اکنون هر اشتباهی که قبلا مرتکب شده‌ایم، هر کارمایی که شاید از روی ناآگاهی یا شاید عمدا انجام شده باشد، بهای همه آنها پس داده خواهد شد. پاداش آن کارهایی که در زندگی‌های قبلی، این زندگی انجام داده‌اید نیز داده خواهد شد. همه اینها از طریق اصول جمعی شری کریشنا انجام می‌شود، جایی که او به طور جمعی وضعیت را می‌بیند. به عنوان مثال، همان‌طور که دفعه قبل به شما گفتم، خوشبختانه کریستف کلمب به آمریکا رفت؛ خوشبختانه، برای همین Read More …

پوجای شری آدی کندالینی، “عشق پاک” Campus, Cabella Ligure (Italy)

Adi Kundalini Puja, Pure Love, Sunday, June 21st, 1992, Nirmal Temple, Cabella Ligure (Italy) پوجای آدی کندالینی، عشق پاک (یکشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۷۱، معبد نیرمالُ، کابلا لیگوره (ایتالیا امروز اینجا گرد هم آمده‌ایم تا آدی‌کندالینی و کندالینی خود شما، هر دو را ستایش کنیم. چون کندالینی شما انعکاسی از آدی‌کندالینی است. ما اطلاعات زیادی در مورد کندالینی به دست آورده‌ایم و نیز می‌دانیم که تنها با بیدار شدن آن، تنها با عروج اوست که به حوزه‌ای بسیار بالاتر از هشیاری رسیده‌ایم. فقط این نیست که ما به حوزه خیلی بالاتری از آگاهی رسیده باشیم، بلکه به ما قدرت‌های بسیار زیادی هم عطا کرده است که پیش از این هیچ‌گاه در تاریخ معنویت سابقه نداشته انسان‌ها این قدرت بیدار کردن کندالینی را داشته باشند. به محض این که کندالینی آنها بیدار می‌شده شاید، بیشتر به چپ یا راست می‌رفتند و تلاش خود را صرف به‌دست آوردن قدرت‌هایی می‌کردند که خیلی به نفع دیگران نبوده. بودا به‌وضوح نوشته است که وقتی اینکارنیشن بودای آینده، یعنی ماتریا، بر زمین آید، سه مادر با هم خواهند آمد؛ آن موقع، از بیداری کندالینی به نفع مردم استفاده خواهد شد. این یکی از نشانه‌هاست، به نفع مردم. نه فقط ساهاجایوگی‌ها، بلکه مردم. پس تا وقتی آن بوداها، یعنی آنها که روح‌های خودآگاهند، علم کندالینی را نداشته باشند، چطور این ممکن می‌شود؟ آنها که در مورد کندالینی دانش کمی داشتند، کسانی که حتما وصف آن را در برخی کتب آسمانی یا جایی خوانده‌اند، شروع به سوء استفاده از آن کردند و در نتیجه تانتریک شدند. ولی تانترا Read More …

پوجای ناواراتری، روز ششم، “مرا بشناسید” Campus, Cabella Ligure (Italy)

پوجای نورتری، 13 اکتبر 1991، کبلا، ایتالیا امروز اینجا گرد هم آمده‌ایم تا پوجای نورتری را انجام دهیم. برای 9 مرتبه، اینکارنیشن‌های اصلی مادر این عالم ظهور پیدا کردند. آنها با یک هدف ظهور یافتند. هدف آن است که باکتاها، شاگردان و فرزندانش را حفاظت کند. این عشقی الزام‌آور بود. او نمی‌توانست از آن فرار کند. عشق مادر الزام‌آور است. نمی‌تواند از آن فرار کند. و می‌بایست که آن را نشان دهد، به کار گیرد و به فرزندانش حمایت برساند. این حمایت در دوران مدرن شکلی دیگر یافته است. در آن دوران شیطان سعی داشت به انسان‌های درستکار، سرسپرده و نیکوکار که خواهان ادامه یک زندگی بسیار مذهبی بودند صدمه بزند و نابود کند. به همین دلیل برای نجات آنها مادر عالم بر زمین آمد. برای حفاظت از آنها بر زمین آمد. ولی آنها می دانستند خوب چیست. می‌دانستند بد کدام است و می‌خواستند زندگی خوب خود، زندگی ارزشمند خود را حفظ کنند. آنها به پول اهمیتی نمی‌دادند. آنها به قدرت اهمیتی نمی‌دادند، بلکه فقط زندگی خود را می‌خواستند، یعنی می‌خواستند زنده بمانند برای این که ایزدبانو را ستایش کنند و وقتی آنها به دست این نیروهای اهریمنی دچار مشکل یا صدمه می‌شدند یا از بین می‌رفتند، او به ناچار ظهور می‌کرد. ولی در دوران جدید این مسئله پیچیده شده است؛ چرا که دوران جدید هم پیچیده است. اول این که در ذهن، در شیوه زندگی، درجامعه انسان‌های خوب و انسان‌های درستکار، ترس از اشتباه وارد شده است. مثلا آنها از کشیش‌‌هایشان، از کلیساهایشان، از معابدشان و از مساجدشان که Read More …

برنامه عمومی پراگ، چک، “خداوند متعال و عشق او” Štvanice, Prague (Czech Republic)

برنامه عمومی پراگ، جمهوری چك، 17 آگوست 1991 من به تمامی جستجوگران حقیقت تعظیم می‌كنم. در ابتدا، باید به شما بگویم حقیقت همان است كه هست. نمی‌توانیم آن را ذهنی کنیم یا تغییرش دهیم. متأسفانه با این آگاهی انسانی آن را درک هم نمی‌توانیم بکنیم. باید به موجود ظریف‌تری تبدیل شویم تا حقیقت را بشناسیم، یعنی ما باید روح باشیم. برای این منظور انسان باید بداند که این یک فرآیند تكاملی زنده است. این یک رویداد زنده در درون ماست، كه شما را تبدیل به روح می‌كندکه بابت آن نمی‌توانید پولی پرداخت كنید. هیچ تلاشی از جانب شما فایده ندارد ولی چون جستجوگر حقیقت هستید، فورا به‌کار می‌افتد. هر چه را دارم به شما می‌گویم، باید با ذهن آماده یك دانشمند به آن گوش دهید. اگر ثابت شد که حقیقت است، به عنوان افرادی صادق باید آن را بپذیرید، زیرا این به خیر و صلاح شما و به خیر و صلاح کل دنیا است. ما اینجا گل‌های زیبایی را می‌بینیم ولی به آنها توجهی نمی‌کنیم. حتی به این فكر هم نمی‌افتیم که آنها فقط از یك بذر خیلی كوچك پدید می‌آیند. به چشمهایمان نگاه کنید؛ چه دوربین‌های کوچکی هستند ولی ما به آنها توجهی نمی‌کنیم. بنابراین، باید دانست که قدرتی هست كه این كار زنده را انجام می‌دهد. پس اولین حقیقت این است كه شما این جسم نیستید، این ذهن، این ایگو یا این قید وشرط‌ها نیستید؛ بلكه شما روح پاك هستید. دومین حقیقت این است كه قدرت ظریفی از عشق ا‌لهی وجود دارد، كه تمام كارهای زنده را انجام Read More …

پوجای شری ماهاویرا، “ارواح مرده” Perth (Australia)

پوجای شری ماهاویرا پِرت، استرالیا، 28 مارس 1991 امروز می‌خواهیم تولد ماهاویرا را جشن بگیریم. ماهاویرا اینکارنیشن بْهایراوانات است، یا به قول شما حضرت میکائیل. حال این دو قدیس، همان‌طور که می‌دانید یکی جبرئیل، هانومانا و دیگری حضرت میکائیل، یکی بر پینگالا نادی (کانال راست) و دیگری، حضرت میکائیل بر ایدا نادی (کانال چپ) قرار گرفته‌اند. خوب، ماهاویرا باید جستجوی زیادی انجام می‌داد. درست است که او یک فرشته بود، ولی به شکل یک انسان آمد و باید می‌فهمید که مشکلات کانال چپ چیست و این که کانال چپ چطور عمل می‌کند. این موضوع بسیار پیچیده‌ای است، کانال چپ، بسیار پیچیده‌تر از کانال راست است. در کانال چپ هم ما هفت نادی داریم و این هفت نادی پشت سر هم قرار گرفته‌اند. آنها را در کتاب‌ها توضیح داده‌اند و به آنها اسامی مختلفی داده‌اند. حال، این هفت نادی که در کانال چپ قرار دارند، همان‌طور که می‌دانید نیاز‌های گذشته ما را فراهم می‌کند. به‌طور مثال، هر لحظه یک گذشته می‌شود. هر زمان حالی یک گذشته می‌شود. بعد ما گذشته این دوره زندگی‌مان را داریم و نیز ما گذشته زندگی‌های قبلی‌مان را. پس تمامی گذشته، از بدو خلقت درون ما موجود است. بنابراین همان‌طور که می‌دانید، جرقه شروع تمامی بیماری‌های روان‌تنی، فقط توسط موجوداتی زده می‌شود که از کانال چپ پدیدار می‌شوند. شخصی که بر فرض دچار مشکلات کبدی است، به یک باره از کانال چپ دچار حمله می‌شود، به خصوص از مولادهارا، یا هر چاکرای کانال چپی، نابی چپ؛ چون مولادهارا آن چاکرایی است که با کانال چپ، ایدا نادی Read More …

پوجای دیوالی، “به عمق خود دست یابید” Chioggia (Italy)

پوجای دیوالی ونیز، ایتالیا، 21 اکتبر 1990 دیدن همه شما در آن راهپیمایی، چه شگفت‌انگیز بود. راستش را بخواهید من همین‌طور منتظر بودم و فکر می‌کردم، “چرا اینها نمی‌آیند مرا برای پوجا دعوت کنند؟” سورپرایز زیبایی بود، خیلی لذت‌بخش است. شادی در چشمانتان موج می‌زد. می‌توانستم نور را در چشمان شما ببینم و این دیوالی واقعی است. کلمه دیوالی از دو کلمه “دیپا” و “آوالی” می‌آید. دیپا یعنی، می‌دانید، چراغ و آوالی به معنای ردیف‌ها است، ردیف ردیف چراغ. به نظر می‌رسد این ایده‌ای بسیار بسیار باستانی است و در سراسر جهان، می‌دانید، هر وقت باید چیزی را جشن بگیرند، چراغانی می‌کنند. و چراغانی، چون نور لذت می‌بخشد، شادی می‌بخشد. پس برای غلبه بر تاریکی جهل نیز باید خودمان را نورانی کنیم. و به همین دلیل مهم است که همه باید خودآگاهی بگیرند تا نور را در درون خودشان احساس کند. و حتما متوجه شده‌اید که بعد از خودآگاهی چشم‌ها هم برق می‌زنند. در چشمان هر ساهاجا‌یوگی نور وجود دارد. امروز روزی است که ما، لاکشمی را ستایش می‌کنیم، اصل لاکشمی که در نابی ماست. اصل لاکشمی که آشناست، بارها برایتان گفته‌ام، لاکشمی را برای شما توضیح داده‌ام که روی یک نیلوفر می‌ایستد و دو نیلوفر در دستانش دارد. این یعنی او آنقدر رئوف است، آنقدر مهربان است که به هیچ کسی فشار نمی‌آورد. اما معمولا شما این را نمی‌بینید. هر کسی که پول داشته باشد، فورا سعی می‌کند فشار بیاورد یا می‌خواهد تحت فشار قرار دهد. حتی در ساهاجا یوگا هم چنین افرادی را دیده‌ام. اگر کمی وضع آنها Read More …

پوجای شری گانشا، “درخشش شری گانشا” Lanersbach (Austria)

پوجای شری گانشا، لانرزباخ، اتریش، 26 آگوست 1990 امروز داریم تولد شری گانشا را جشن می‌گیریم. همه شما داستان تولد او را می‌دانید و لازم نیست تکرارش کنم. اما چون او فقط توسط مادر خلق شد، توسط آدی شاکتی، به همان ترتیب شما همگی مثل او خلق شده‌اید. بنابراین، شما همین حالا هم در مسیر شری گانشا قرار دارید. چشمان شما همان گونه برق می‌زنند که چشمان او برق می‌زنند. همه شما مانند او درخشش زیبایی در چهره خود دارید. چه کوچک باشید چه بزرگ یا پیر، فرقی نمی‌کند. تمام زیبایی‌ها از درخشش شری گانشا به ما می‌رسد. اگر او راضی باشد، دیگر لازم نیست نگران دیتی دیگری باشیم، زیرا شری گانشا، قدرت همه دیتی‌های دیگر است. او مانند قائم مقامی است که روی هر چاکرا نشسته است. تا زمانی که او امضا نکند، کندالینی نمی‌تواند از آن عبور کند، چون کندالینی گائوری است و مادر باکره شری گانش است.  حالا ما باید درک کنیم که ما اینجا در جامعه غربی هستیم که در آن اشتباهات زیادی صورت گرفته، زیرا ما هرگز دغدغه مراقبت از شری گانشا را نداشته‌ایم. مسیح آمد و پیام او در سراسر جهان پخش شد. او از چیزهایی صحبت کرد که مسیحیان به آن عمل نمی‌کنند، اصلا و ابدا. چون دست به هر کاری زدند بر حقیقت استوار نبود. حقیقت این است که شری گانشا به شکل مسیح متولد شد. اگر این حقیقت باشد، پس آنها باید در پرتو شری گانشا، با این اینکارنیشن بزرگ مسیح آشنا باشند. به این معنی که او به مردم گفته: “شما نباید Read More …

پوجای ایستر، “شما باید عمودی رشد کنید” Eastbourne (England)

پوجای ایستر، “شما باید عمودی رشد کنید” ایستبورن، انگلستان، 22 آوریل 1982 امروز اینجا هستیم تا رستاخیز مسیح را ستایش کنیم؛ و نیز از او تشکر کنیم که به ما زندگی ایده‌ال یک قدیس را هدیه کرده است، قدیسی که باید برای خیرخواهی تمام دنیا کار کند. ما از مسیح صحبت می‌کنیم، ما سرود شری گانشا را می‌خوانیم، ما می‌گوییم که به او ایمان داریم، به خصوص ساهاجایوگی‌ها حس می‌کنند که او بزرگترین برادری هست که دارند. و سرسپردگی فوق‌العاده‌ای را می‌بینم که به خصوص در بین ساهاجایوگی‌های غربی برای مسیح وجود دارد، چرا که شاید آنها با مذهب مسیحیت متولد شده بودند، شاید؛ یا شاید آنها فهمیده‌اند که زندگی مسیح یک زندگی خاصی است. ولی برای ساهاجایوگا او باید بسیار بیش از اینها باشد و برای شما ساهاجایوگی‌ها. خیلی از مردم به خیلی از دیتی‌ها ایمان دارند. مثلا بعضی به شری کریشنا ایمان دارند، بعضی به شری راما، بعضی به بودا، بعضی به ماهاویرا و بعضی به مسیح، در سرتاسر دنیا، آنها به یک وجود بالاتری ایمان واقعی دارند. اما پیش از هر چیز، این ایمان بدون اتصال است، و به نوعی وهم‌اندیشی مبدل می‌شود که آنها فکر می‌کنند مسیح متعلق به آنهاست، راما متعلق به آنهاست یا شری کریشنا متعلق به آنهاست و این که آنها مالکان همه این دیتی‌ها هستند، چون مجبورند به آنها ایمان داشته باشند. و به همین شکل بیشتر اعتقادات به وجود آمده است. و با آن‌که آنها با شور و شوق به مسیح ایمان دارند، همه این باورها شکست خورده است، چون با Read More …

پوجای کریسمس Pune (India)

پوجای کریسمس پونه، هند، 25 دسامبر 1989 امروز اینجا جمع شده‌ایم تا تولد مسیح را جشن بگیریم. وقتی به تولد او فکر می‌کنید، انسان می‌بیند که او در محلی بسیار محقر به دنیا آمد و سرتاسر زندگی‌اش را به شیوه‌ای بسیار متواضعانه سپری کرد؛ همچنین به عنوان یک ساهاجایوگی می‌دانید که او اینکارنیشن شری گانشا بود؛ که به نوعی معصومیتش بود؛ و او به خاطر درک نابخردانه آدم‌های کور به صلیب کشیده شد. او کودکی ابدی بود و بسیار غم‌انگیز است که وقتی در مورد مسیح و مسیحیت صحبت می‌کنیم، احساس می‌کنیم مسیحیت درست برعکس، در مسیری بر خلاف مسیح گام برداشته است. اگر یکی ساختن است، آن دیگری تخریب است؛ و اگر یکی معصومیت است، آن دیگری فریبکاری است. اگر اقوام مسیحی را ببینید، بسیار تعجب‌آور است در جایی که به مسیحیت عمل می‌شود، خیلی تعجب‌آور است که معصومیت، هیچ جایگاه و احترامی ندارد؛ پاکدامنی، هیچ جایگاه و احترامی ندارد، که آن ذات مسیح بود. او از آن ساخته شده بود. گاهی این که چطور این اقوام به اصطلاح مسیحی، تا ا‌ین حد، از مسیح بدگویی کرده‌اند و این همه آدم را با عقاید احمقانه خودشان نابود کرده‌اند، تکان‌دهنده است. عقایدی که به آنها اجازه افراط در هر کار کثیفی را می‌دهد. و دومین نکته، خیلی مهم است که ببینیم چطور او در یک محل بسیار محقر زاده شد، به شکلی بسیار فروتنانه زندگی کرد؛ او پسر یک نجار بود؛ برای همین مثل نجارها زندگی کرد. ولی در زندگی غربی، آدم‌ها بسیار مادی‌گرا شده‌اند و برای آنها زندگی اشرافی Read More …

پوجای شری بهایراونات Garlate (Italy)

پوجای شری بهایراونات گارلاته، میلان، ایتالیا 6 آگوست 1989 امروز اینجا جمع شده‌ایم تا برای بهایراونات پوجا انجام دهیم. فکر می‌کنم هنوز اهمیت بهایراونات را که در ایدا نادی ما، به بالا و پایین حرکت می‌کند درک نکرده‌ایم. ایدا نادی، نادی چاندراما است، که برای ماه است. پس این کانالی است برای ما، تا با آن خنک شویم. پس کار بهایراونات عزیز این است که ما را خنک کند. مثلا افراد، عصبی مزاج هستند؛ به خاطر ایگوی‌شان، به خاطر کبدشان، هر چه باشد؛ و اگر شخصی دچار خشم زیادی شده باشد، آن وقت بهایراونات آن شخص را فریب می‌دهد تا او را خنک کند. او همه چیز را تحت کنترل خود، سازماندهی می‌کند، به کمک گاناها، به کمک گاناپاتی، تا آتش خشمتان را فرو نشاند و به شما تعادل ببخشد. پس اگر کسی بسیار آتشین مزاج باشد و خشم او از حد بگذرد، آن موقع به یک نحوی بهایراونات و نیز با کمک هانومانا، اوضاع را سازمان‌دهی می‌کنند، تا به آن فرد نشان دهند، این کار احمقانه یعنی خشم، اصلا خوب نیست. مثلا افراد افسرده یا کسانی که کانال چپی شده‌اند، هانومانا سعی می‌کند به آنها کمک کند تا از این حالت در بیایند، شکی در آن نیست؛ ولی بهایراونات هم خیلی بیشتر به آنها کمک می‌کند تا از آن وضع در بیایند. حالا کسی که کانال چپی باشد، نمی‌تواند جمعی باشد. این کار برای کسی که کانال چپی است، خیلی سخت است. کسی که دائما غمگین، ناراحت و نگران است؛ نمی‌تواند از خوشی جمع لذت ببرد. در حالی که Read More …

پوجای گورو، “خلاقیت” Lago di Braies (Italy)

شری گورو پوجا لاگو دی برایس، ایتالیا، 23 جولای 1989 امروز، ما باید کمی بیشتر از حد معمول زمان صرف می‌کردیم تا بتوانیم به مرحله‌ای برسیم که واقعا بتوانیم استاد را ستایش کنیم. وقتی ما داریم استادمان را ستایش می‌کنیم، باید بدانیم که در واقع ما در حال تلاش برای بیدار کردن اصل استادی درون خودمان هستیم. فقط این نیست که شما برای ستایش استاد خود اینجا باشید. شما ممکن است بارها و بارها ستایش کنید، شاید ارتعاشات جاری شوند، شاید از آن ارتعاشات سیراب شوید و احساس شعف و قوت کنید. ولی آن قوت باید در درون‌مان حفظ شود، بنابراین همیشه به یاد داشته باشید، هر وقت شما دارید هر اصلی را در بیرون ستایش می‌کنید، در حال تلاش برای ستایش اصل خودتان، در درون خودتان  هستید. در درون ما، همانطور که می‌دانید، در همه ما، اصل استادی قرار دارد. توجه به این نکته خیلی جالب است که اصل استادی به زیبایی به دور چاکرای نابی کشیده شده است. ما هیچ وقت نمی‌بینیم چاکرایی با اصل استادی وصل باشد. چاکرای نابی را در نظر بگیرید؛ و در پیرامون، بهاواساگارا قرار دارد. بنابراین، این بهاواساگارا که اقیانوس پوچی است نمی‌تواند استاد باشد. بنابراین، در ناحیه بهاواساگارای درون ما چاکراهایی مخفی وجود دارند، که باید بیدار شوند و شناخته شوند تا آشکار گردند. همانطور که می‌توانید ببینید، حدود این اصل توسط گردش چاکرای سوادیستانا به وجود می‌آید. سوادیستان چاکرایی است که به شما نخستین و مهم‌ترین چیز که خلاقیت است را می‌دهد. شخصی که یک استاد است باید ذاتا خلاق باشد. Read More …

پوجای حضرت فاطمه، “اصل نابی چپ” Saint-George (Switzerland)

پوجای حضرت فاطمه سن ژرژ، سوئیس، 14 آگوست 1988 امروز جمع شده ایم تا پوجای حضرت فاطمه را که سمبل گروهالاکشمی بود انجام دهیم و بنابراین می خواهیم پوجای اصل گروهالاکشمی را درون خود داشته باشیم. همان‌طور که یک خانم خانه باید تمام کارهایش را انجام دهد، همه کارهای خانه را و بعد به حمام برود، به همین ترتیب امروز صبح باید کارهای زیادی انجام می‌دادم و بعد می‌توانستم برای پوجای شما بیایم، چون امروز کارهای خانم خانه زیاد بود بنابراین من مجبور شدم آنها را مانند یک خانم خانه خوب تمام کنم. باید توجه داشت که اصل گروهالاکشمی توسط خداوند تکامل و پیشرفت داده شده است، این یک مخلوق بشر نیست و همان‌طور که می‌دانید در نابی چپ قرار دارد. گروهالاکشمی کسی است که در زندگی فاطمه تجلی می‌یابد که دختر حضرت محمد بود. حال او همیشه در یک خویشاوندی با یک گورو متولد می‌شود، که همراه با پاکی و معصومیت است. بنابراین او به شکل خواهر می‌آید یا به عنوان یک دختر می‌آید. حالا زیبایی زندگی فاطمه این است که بعد از فوت حضرت محمد، طبق معمول، متعصبینی بودند که فکر می‌کردند می‌توانند مذهب را در دست خود بگیرند. و می توانند از آن چیزی بسیار تعصبی درست کنند. و توجه زیادی به تعالی فرد نمی‌شد. حتی حضرت محمد نیز داماد خود را به شکل‌های مختلف توصیف کرده است. و او تنها کسی است –  یا اینکارنیشن دیگری از براهمادواست – که بر زمین آمد. علی بر زمین آمد، او اینکارنیشن براهمادوا بود و اینکارنیشن دیگر او سوپاندوا Read More …

پوجای شری گانشا، “تثبیت اصول شری گانشا” YMCA – Camp Marston, San Diego (United States)

پوجای شری گانشا، “تثبیت اصول شری گانشا” سن‌دیه‌گو، آمریکا، 7 سپتامبر 1986 امروز در سرزمین شری کریشنا داریم تولد شری گانش را جشن می‌گیریم. این امری بسیار بی‌سابقه و بسیار پرارزش است، که شما قرار است تولد پسر شری کریشنا را در سرزمین خودش جشن بگیرید. می‌دانید که شری گانشا به شکل ماهاویشنو بر زمین آمد و او پسر رادها بود که به صورت حضرت عیسی مسیح جسم گرفت. پس امروز با جشن گرفتن این زادروز، شما متوجه این بزرگ‌ترین حقیقت می‌شوید که حضرت عیسی مسیح، پسر شری کریشنا بود. داستانی دراین باره هست؛ اگر “دوی ماهاتمیام” را بخوانید، چگونه این کودک ازلی، شکل یک تخم به خود گرفت و نیمی از آن به شکل شری گانشا باقی ماند و نیمی از آن ماهاویشنو شد. در فرآیند تکاملی تمام این حوادث کهن ضبط شده است. ولی امروز من بسیار خشنودم که در سطح انسانی مردم درک کرده‌اند مسیح، اینکارنیشن حضرت گانشا است. او کودک جاودانه است. اما وقتی به شکل مسیح آمد، به صورت پسر شری کریشنا آمد. ولی وقتی پروتی، شری گانشا را آفرید، او پسر پروتی به تنهایی بود. پدری وجود نداشت. پروتی خود می‌خواست فرزندی برای خودش داشته باشد. فرشتگانی بودند که یا سرسپرده ویشنو بودند یا شیوا. مثل گاناهایی که فقط وقف شیوا بودند. پس پروَتی پسری برای شخص خودش می‌خواست كه بتواند قدرت او را در زمین منتشر کند. پس در وهله اول، كه شاكتی، جهان را آفرید و ساداشيوا داشت آفرینش خود را تماشا می‌کرد، اولين چيزی كه بر زمين آفريد، پاكی بود و Read More …

پوجای سحسرارا، “آگاهی و تکامل” Alpe Motta (Italy)

پوجای سحسرارا، آلپه موتا، ایتالیا، 4 می 1986 امروز، روز بسیار بزرگی برای همه ماست، چون این شانزدهمین روز سحسراراست. که در شانزده ضربه یا شانزده حرکت، شما به جایگاه بالاتری در مارپیچ می‌رسید. که این کامل است، که شری کریشنا را یک اینکارنیشن کامل می‌نامند چون او شانزده گلبرگ دارد. این کمال، “پورنا” نامیده می‌شود. بنابراین، هم اکنون ما به بعد دیگری می‌رویم. اولین مورد وقتی بود که شما خودآگاهی خود را گرفتید. در فرآيند تكامل، اگر ملاحظه کنید، حيوانات از بسياري از چيزهايي كه انسان از آنها آگاه است، آگاه نیستند. مثل ماده که توسط حیوانات برای رسیدن به مقصودشان قابل استفاده نیست. همچنین آنها اصلاً از خودشان آگاه نیستند. اگر آینه‌ای به حیوانات نشان دهید، اصلا به آن واکنشی نشان نمی‌دهند، آنطور به که در آینه به نظر می‌آیند؛ به جز، فکر کنم شامپانزه‌ها. این یعنی ما به آنها تا یک حدی نزدیک هستیم! [خنده]. بنابراین، ما وقتی انسان شدیم، در ضمیر خود از بسیاری از چیزها که حیوانات از آنها بی‌خبر بودند آگاه شدیم. بنابراین، آنها با مغز خود نمی‌فهمیدند که می‌توانند ماده را برای خودشان به کار بگیرند. به عنوان یک انسان، شما همه از چاکراهایی که در درون شما وجود داشت بی اطلاع بودید. بنابراین آگاهی شما، هنوز داشت به شکل نصفه نیمه از طریق کار ناخودآگاه چاکراها و کار آگاهانه ذهن عمل می‌کرد. شما همچنین هرگز احساس نکردید که سیستم عصبی خودمختار یا اندام های درونی شما چگونه دارند کار می‌کنند. شما حتی احساس نکردید که چطور دارید تحت تأثیر اثرات دیگر قرار Read More …

پوجای دیوالی Tivoli (Italy)

پوجای دیوالی، 17 نوامبر 1985، رُم ، ایتالیا امروز اینجا جمع شده‌ایم که دیوالی را جشن بگیریم، دیپاوالی را. در واقع فقط بعد از این که ساهاجایوگا شروع شد، دیوالی راستین دارد شکل می‌گیرد. ما چراغ‌های زیبای بسیاری داشتیم و روغن‌ زیادی که بسوزانیم، اما شعله‌ای نبود که دیپاها را روشن کند و آنچه شما “فتیله” می‌نامید و هندی‌ها “باتی” می‌نامند، شبیه کندالینی شما است. پس کندالینی باید با شعله تماس می‌یافت، چراغ‌های زیبا همه بی‌‌فایده و بی‌هدف و بیهوده بودند؛ و این رحمت بزرگ زمانه جدید است، که چراغ‌های بسیار زیادی روشن شده‌اند و ما داریم دیپاوالی قلب انسان‌ها را جشن می‌گیریم. وقتی به نور تبدیل می‌شوید، نگران این نیستید که چراغ چطور به نظر می‌آید و چطور قرار است ساخته شود؛ همه انجام شده است. فقط باید به فکر شعله باشید و به فکر روغن. چون این روغن است که می‌سوزد و نور می‌‌دهد. در زبان سانسکریت که زبان ایزدان است، روغن را “اسنیگدها” می‌‌نامند، یعنی چیزی که نرم است، با این حال اسنیگدهاست و”اسنیها” یعنی دوستی عشق و شاعران از این کلمه در زبان‌های دیگر هم استفاده کرده‌اند. به شکل دیگری که به آن “نِها” می‌گویند. آنها آوازهایی در ستایش این عشق سروده‌اند. هر شاعر و عارفی از این کلمه در شعرهای زیبایش استفاده کرده است. چه در فراغ بودند و یا در وصال، در یوگا، در یگانگی؛ این عشق است که روشنایی می‌‌دهد. اگر این روغن تمیز نباشد و آلوده باشد، دود می‌‌کند؛ اما اگر تمیز باشد، نور درخشان بدون دودی ایجاد می‌کند. اما هنگامی که Read More …

سخنرانی قبل از کریسمس و پوجای خداحافظی Montague Hall, Hounslow (England)

سخنرانی قبل از کریسمس و پوجای خداحافظیمونتگیو هال، هانسلو، لندن، انگلستان23 نوامبر 1984دیروز روز خوبی برای همه ما بود و من چیزی در سطحی متفاوت گفتم. ما تابحال مدام از چیزهای معمولی صحبت کرده‌ایم و این چیزها گاهی… این چیست؟ اشکالی ندارد… فکر می‌کنیم از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. ولی وقتی من دیروز با شما صحبت می‌کردم، امیدوارم متوجه شده باشید که ما اکنون باید به حیطه دیگری از درک ظریف‌تری از ساهاجایوگا جهش کنیم.اول ما نگران خویشاوندانمان، فرزندانمان، خانواده‌هایمان بودیم؛ بعد ازدواج‌مان. يكي پس از ديگري تمام این مسائل پیش آمدند و ما نگران همه این چیزها بودیم، چیزهای کوچک کوچک .بعد هم نگران اشرامی شدیم که اداره‌اش می‌کردیم: مشکلات اشرام، چه‌کار می‌کردیم، چطور با مشکلات برخورد می‌کردیم، چطور افراد مشکل درست می‌‌کنند. بدین ترتیب خوی انسانی ما درک ظریف‌تری پیدا کرد. و بعد هم متوجه شدیم که ما مورد رحمت خداوند هستیم، که چیزی عظیم وجود دارد که همواره از ما مراقبت می‌کند، یک نیروی برتر، یک توجه خاص بر روی ما وجود دارد. این چیزیست که فهمیدیم.امروز داشتم توضیح می‌دادم که چطور این اتفاق می‌افتد، که چطور ما متوجه می‌شویم که خداوند دارد به ما کمک می‌کند. هر مشکلی معلول یک علتی است – هر مشکلی. مثلا مونا نامه‌ای نوشت که داشته در یک اتوبان رانندگی می‌کرده و ماشین از کنترل خارج شد و ترمز کار نکرد. و یک ماشین بوده که از راست می‌آمده، ماشینی از چپ، ماشینها از جلو و عقب می‌آمدند و او احساس کرده که کارشان تمام خواهد شد – دو نفر سوار Read More …

پوجای ناواراتری، “نظم” Hampstead Town Hall Centre, Hampstead (England)

پوجای ناواراتری لندن، همپستد، انگلیس، 23 سپتامیر 1984 ساهاجایوگی: آنها رفته‌اند چند باتری برای میکروفن بیاورند. شری ماتاجی: همه آنها باید بیایند و جلو بنشینند، تمام بچه‌ها، دختران، یا در عقب روی صندلی. امروز روز بزرگی برای همه ما است… صدای مرا آنجا می‌شنوید؟ که امروز داریم ناوارتری را جشن می‌گیریم و همه بعد از چنین تور درازمدت من، همدیگر را ملاقات می‌کنیم. وقتی در ایتالیا گفتم انگلستان قلب عالم است آنها باور نمی‌کردند. آنها از این گفته، بسیار شوکه شدند. نمی‌توانستند باور کنند که انگلستان می‌تواند قلب عالم باشد. یکی از دلایل این بود که احساس می‌کردند، انگلیسی‌ها یک زمانی مورد حمله رومی‌ها قرار گرفتند، و رومی‌ها هم آن موقع احساس کرده بودند انگلیسی‌ها مردمانی بسیار پرمدعا هستند. آنها حتی شکست را نمی‌پذیرفتند، به لطف فردی که گمنام است. آنها حتی اگر با وجود گمنامی، ازخود راضی بودند. برای همین نمی‌توانستند باور کنند چطور ممکن است که انگلستان قلب عالم باشد؟ اگر این قلب باشد، وضع جهان چه خواهد بود؟ و بعد برای من مفصل درباره پرمدعا بودن انگلیسی‌ها توضیح دادند و بعد حس کردم من هم چنین چیزی را خودم فهمیده‌ام. حالا وقتی داریم مهم‌ترینِ مهم‌ترین‌ها، این ناواراتری را جشن می‌گیریم، باید چیز خاصی در آن باشد، که باید این قلب را تمام و کمال، کامل پاک‌سازی کنیم و آن را چنان پاک کنیم که تمام خونی که در کل بدن عبور می‌کند را پاک کند. بنابراین سلول‌های این قلب، که این اندام مهم را ساخته‌اند، باید بهترین باشند، چون سلول‌های قلب درون بدن یک انسان، بهترین سلول‌ها Read More …

پوجای شری اکادشا رودرا، “رودرا، قدرت نابودگر شری شیوا” Como (Italy)

پوجای شری اکادشارودرا، کومو، ایتالیا، 16 سپتامبر ۱۹۸۴ امروز ما نوع خاصی از پوجا را انجام میدهیم که به افتخار “اکادشارودرا” برگزار می‌شود. رودرا قدرت ویرانگر شیوا، قدرت ویرانگر روح است. حال، قدرتی که سرشت اوست، بخشش است. او می‌بخشد چون ما انسان هستیم، ما دچار اشتباه می‌شویم، ما کارهای نادرست می‌کنیم، ما وسوسه می‌شویم. توجه ما خراب شده است. بنابر این او ما را می‌بخشد. او همچنین ما را می‌بخشد، وقتی به پاکدامنی‌مان صدمه بزنیم، کارهای غیر اخلاقی انجام ‌دهیم، دزدی ‌کنیم، کارهایی بر ضد خدا انجام ‌دهیم، بر علیه او صحبت ‌کنیم. همچنین او سطحی‌نگری‌ها، حسادت‌ها، شهوت ما، خشونت ما را می‌بخشد. همچنین او وابستگی‌های ما، حسادت‌های پیش پا افتاده ما را، خساست‌ها و نیز انحصار‌طلبی ما را می‌بخشد. او رفتارهای ایگومحورانه ما و نیز دنباله‌روی‌ ما از چیزهای نادرست را می‌بخشد. ولی هر عملی یک عکس‌العملی دارد، و وقتی او می‌بخشد، آن را اعطای امتیاز خیلی بزرگی به شما در نظر می‌گیرد و آن عکس‌العمل در او به شکل خشم در می‌آید، بر ضد آن کسانی که بخشیده شده‌اند، سعی دارند اشتباه بزرگتری را مرتکب شوند. به خصوص بعد از گرفتن خودآگاهی، چون چنین رحمت عظیم خودآگاهی وجود دارد، شما نور را دریافت کرده‌اید و در آن نور اگر مار را نگه‌دارید، آن‌وقت خشم او شعله‌ور می‌شود، چون او می‌بیند شما چقدر احمق بوده‌اید. منظورم این است که به خصوص بعد از خودآگاهی، او خیلی حساس می‌شود، نسبت به کسانی که بخشیده می‌شوند و چنین چیز عظیمی چون خودآگاهی را دریافت می‌کنند، با این وجود مرتکب خطا Read More …

پوجای گورو، “مرتبه یک استاد” Leysin, Grand Hotel Leysin (Leysin American Schools) (Switzerland)

پوجای گورو لیزان، سوئیس، 14 جولای 1984 من به همه ساهاجایوگی‌های جهان تعظیم می‌کنم. دیدن بسیاری از شما که برای انجام گورو پوجا در اینجا جمع شده‌اید بسیار دلگرم کننده است. این که گوروی خود را در حضورش ستایش کنید، بالاترین رحمت تلقی می‌شود. اما در مورد من این ترکیبی بسیار متفاوت است، که من مادر شما و گورو شما هستم. پس می‌توانید درک کنید شری گانشا چطور مادرش را ستایش کرده است. همه شما از همان الگوی شری گانشایی خلق شده‌اید که مادرش را ستایش کرد و بعد به آدی‌گورو، اولین گورو تبدیل شد. او جوهره ازلی استادی است. فقط مادر می‌تواند از فرزند استاد بسازد. و حس مادری هر استادی – چه مرد و چه زن – فقط می‌تواند از شاگرد یک گورو بسازد. پس اول شما باید پیامبر شوید و آن حس مادری را در خود پرورش دهید، آن وقت می‌توانید دیگران را هم پیامبر کنید. حال، برای تبدیل شدن به یک گورو، بعد از خودآگاهی‌مان چه باید بکنیم؟ کلمه گورو یعنی جاذبه. جاذبه یعنی کسی که موقر است، کسی که عمیق است، کسی که جذب کننده است. اکنون همانطور که در ساهاجایوگا آموخته‌اید که گرفتن خودآگاهی در بی‌تلاشی کامل صورت می‌گیرد. بنابراین معمولاً یک گورو سعی می‌کند شاگردانش را بی‌تلاش کند، که به آن “پرایاتنا شایْتیلیا” می‌گویند – به این معنی که «تلاش‌های‌تان را کم کنید». بدون انجام هیچ کاری، پرایاتنا شایتیلیای خود را دریافت کردید، وگرنه کندالینی بالا نمی‌آمد. سپس مرحله دوم ویچارا شایتیلیا است – آگاهی بدون فکر. شما این را نیز بدون انجام Read More …

پوجای ماهاسحسرارا، “آغاز دوره جدید” Château de Mesnières, Rouen (France)

پوجای ماهاسحسرارا شاتو منیر، روآن، فرانسه، 5 می 1984 برای مادرتان خیلی فوق‌العاده است که ببیند این همه ساهاجایوگی‌ زیبا، یک‌جا، در این روز سحسرار گرد هم آمده‌اند. به نظر من، هم اکنون اولین دوران ساهاجایوگا پایان یافته و دوره جدید شروع شده است. در دوران اول ساهاجایوگا، نقطه آغازین، در ابتدا باز شدن سحسرارا بود و به تدریج حرکت به سوی کمال، من می‌بینم امروز تعداد زیادی ساهاجایوگی‌های عالی وجود دارند. این روندی بسیار طبیعی در رشد است که شما طی کرده‌اید. مرحله اول، می‌شود گفت، فقط بیداری کندالینی بود و گشودن استخوان ملاج سر. همان‌طور که در بالای سرتان این بندن‌ها را می‌بینید، در سرتان هم به همان شکل بندن دارید و چاکراها هم در سحسرارای شما به همین شکل جاسازی شده‌اند. پس در اولین دوران ساهاجایوگا ما دیتی‌ها را در چاکراهای شما بیدار کرده‌ایم، در بصل النخاع و نیز در مغز. ولی الان برای ما، زمان آن رسیده که ساهاجایوگا را در سطح افقی گسترش دهیم، و برای پیشبرد آن در سطح افقی، باید بفهمیم چطور به این کار بپردازیم. همچون هفت رنگ رنگین کمان، ما هفت رنگ نور مربوط به این مراکز یا چاکراها را داریم. و وقتی از پشت شروع کنیم، از مولادهارا، آن را تا بالا به این سمت، به اگنیا بیاوریم، آن وقت اگر به دقت توجه کنید می‌بینید به ترتیب دیگری قرار می‌گیرد. منظورم آن است که در سحسرارا به دلیل گنبدی شکل بودنش، مهم است بدانیم که مرکز این ملاج سر، بر قلب ما منطبق می‌شود. بنابراین الان قلب، نقطه‌ای کلیدی Read More …

پوجای شری کریشنا، “نهایت پدرانگی” Tannay Ashram, Tannay (Switzerland)

پوجای شری کریشنا تانه، سوئیس، ۲۸ آگوست ۱۹۸۳ امروز ما اینجا، در این سرزمین مقدس، تولد شری کریشنا را جشن می‌گیریم. شری کریشنا نهایت پدرانگی است که قبلا‌ برای شما شرح دادم، کسی که بر زمین آمد و نهایت آن را به تصویر کشید. پس روی زمین، بالاترین پدرانگی، آگاهی شری کریشنا است. اما در ملکوت خداوند، می‌توان گفت در آسمان‌ها، یا حتی بالاتر از هر چیز دیگری، ساداشیوا ساکن است که جسم نمی‌گیرد. او یکی از وجه‌هاست، شری کریشنا یکی از وجه‌های ساداشیوا است که پدر است. و آدی شاکتی یا روح‌القدس وجه دیگر ساداشیواست که قدرت اوست. بنابرین زمانی که شری کریشنا بر زمین آمد، یک وجه این آدی شاکتی به شکل رادها بر زمین آمد. او همان است که به شکل مادر مسیح آمد و نام مسیح را به عنوان نام خانوادگی شری کریشنا گذاشت، انگار که اسم کریشنا باشد، از کریشنا. مسیح را در زبان هندی کریشت می‌نامند، کریشت، و من قبلا به شما گفته‌ام که چرا او را جسو یا یشو نامیده‌اند.  بنابراین امروز می‌خواهیم دو وجه شری کریشنا را درک کنیم، که تجلی تولد الهی اوست. در زندگی راما، آنها یک مرد را نشان دادند؛ پوروشوتاما، بهترین پدر در امور دنیوی. و در زندگی شری کریشنا، انها او را به عنوان بالاترین حس پدری در یوگشوارا یا در کار الهی نشان دادند. بنابراین اولین وجه شری کریشنا که باید درک کنیم، یوگشواراست و دومین وجه او به شکل ویراتا. یوگشوارا یعنی پروردگار یوگا یا قدرت یوگا. به این دلیل به این نام خوانده می‌شود Read More …

سمینار گورو پورنیما؛ بخش دوم، “جایگاه و مقام خود را بپذیرید” (England)

سمینار گورو پورنیما؛ بخش دوم، سمینار لوج هیل؛ انگلستان 23 جولای 1983 ساهاجایوگی‌ها بجن “بایا کایا تایا” (مراتی 4) را برای شری ماتاجی می‌خوانند. وقتی مال خداییم، از چه بترسیم؟ نگرانی‌ها را به خدا می‌سپاریم و کاملا محو خدا می‌شویم وقتی مال خداییم، از چه بترسیم؟  جهان سپاسگزار برکات او است. ولی با این همه خداوند به دنیا تعلقی ندارد؛ چرا که او کاملا رها است. وقتی مال خداییم، از چه بترسیم؟ تو شاید هیچ ثروت بیرونی نداشته باشی اما آن گنج حقیقی در درون خود تو است. وقتی مال خداییم، از چه بترسیم؟ همه بیماری‌ها و مشکلات کاملا از بین می‌روند، جایی که پاهای خداوند حضور داشته باشد. وقتی مال خداییم، از چه بترسیم؟ خیلی سخت است… خیلی ممنون. کسی صحبت‌های مرا ترجمه می‌کند؟ یا …. یوگینی: نه. مایلیم شما این را برای ما ترجمه کنید، لطفا. این شعر را یکی از خویشاوندان ما نوشته است. او به مسیحیت گروید ولی انسانی خودآگاه بود؛ و هرگز نتوانست با نظام تغییر مذهب كنار بيايد و نیز نتوانست سبک رفتار هندوها با هم، یعنی سیستم طبقه‌بندی اجتماعی و مانند آن ‌را بپذیرد؛ و او نوشته‌های بسیار خوبی دارد و اشعار خوبی گفته است؛ باید بگویم این یکی از اشعار او است. شعرش چيزي است كه واقعا از کودکی هميشه بر لبم بود و مضمون آن چنین چیزی است: کسی که به خدا رسیده یا کسی که خدا را دارد، چرا بترسد؟ کسی که به اطراف حرکت می‌کند یا کسی که به دور و بر می‌رود… نمی‌دانم کلمه معادل انگلیسی برای سفرهای Read More …

پوجای تولد، “غلبه بر شش دشمن” Sydney (Australia)

پوجای تولد،” غلبه بر شش دشمن” سیدنی، استرالیا، 21 مارس 1983 بودن با شما در این روز خجسته بسیار عالی است؛ با استرالیایی‌هایی که ثابت کرده‌اند ساهاجایوگی‌های بسیار خوبی هستند و در زندگی روحانی‌شان به نحوی سریع رشد کرده‌اند. این به من بالاترین لذت را می‌دهد که اینجا با فرزندانم باشم. همان‌طور که می‌دانید در سرتاسر جهان، من فرزندان بسیار زیادی دارم؛ به غیر از آنها که در واقع به شکل فیزیکی به دنیا آورده‌ام. ما باید به فکر کسانی باشیم که امروز فرسنگ‌ها از ما دور هستند، برای رشد معنوی‌شان به خداوند متعال دعا کنیم. انسان باید فقط برای رشد معنوی دعا کند. چون وقتی رشد کنید، باقی را هم به دست می‌آورید. چون رشد نمی‌کنید، آنچه لازم دارید را هم به دست نمی‌آورید. برای همین مشکل وجود دارد. و حتی امروز من ناچار بودم قبل از آن‌که بتوانم به پوجا بیایم، برخی مشکلات را حل کنم. ولی اگر تصیمیم بگیرید که ما باید در درون خود رشد معنوی داشته باشیم، آنگاه هر آنچه که باید دریافت ‌کنید، تمام رحمت خداوند می‌خواهد که بر شما ببارد، تا شما را شهروند ملک عظیمش کند، جایی که در آن شما نه دیگر قضاوت می‌شوید، نه دیگر توبیخ می‌شوید، نه در هیچ آزمایشی قرار می‌گیرید، جایی که در عشق جاودانه خداوند و در شکوه او ساکن می‌شوید. من باورم نمی‌شود که از حدود ده سال قبل، که در طول ده سال بتوانم به چنین دستاوردی برسم. ما نباید پیشرفت ساهاجایوگا را نسبت به بقیه استادان پلاستیکی مقایسه کنیم. حتی برای خلق یک Read More …

“پوجای شری ماهاشیوارتری، “اصل شیوا در درون ما New Delhi (India)

پوجای شری ماهاشیوارتری،دهلی، هند، 11 فوریه 1983خوشحالم که در این جای کوچک خودتان را جا دادید. وقتی عشق و تفاهم باشد، یک جای کوچک هم می‌تواند دل خیلی‌ها را ببرد. ولی وقتی قلب بزرگی وجود نداشته نباشد، انسان هرچه هم به‌دست آورد، هیچ‌وقت برایش کافی نخواهد بود. امروز می‌خواهیم شیوا تاتوا را در خود ستایش کنیم، اصل شیوا را. این برای همه ساهاجایوگی‌ها بسیار مهم است، چون شیوا نهایتی است که باید به او رسید. شیوا در روح ما نمایان است، پس به شیوا تبدیل شدن، جدا از بقیه چیزها، تنها هدف نهایی است. تمام تاتواهای خلق شده دیگر، مثل تاتوای ویشنو و براهمادوا، فقط برای خلق انسان، متحول کرن او و بعد نهایتا هدایت او به سوی شیوا هستند. این آن نهایت است.ولی انسان بیش از حد درگیر تاتوای براهمادواست، طوری که حتی رسیدن به تاتوای ویشنو هم مشکل است. انسان‌ها درگیر پنج عنصری که ما را آفریده، هستند؛ یعنی بخش خارجی وجود درون ما. تمامی چاکراها بخش خارجی دارند، که می‌شود گفت فقط حامل آنهاست. ولی آرزوی روح بودن، بالاترین اهمیت را در ساهاجایوگا دارد. پس باید به عنوان یک ساهاجایوگی درونا به خود نگاه کنیم که آیا ما آن آرزو را به طور تمام و کمال داریم؟ یا هنوز آرزوهای حل‌ نشده فراوانی برایمان مانده؟می‌دانید که بزرگ‌ترین مشکل مال چاکرای نابی است، چه در شرق و چه در غرب. برخی افراد هنوز با ولع برای غذا خوردن حرص می‌زنند، که خیلی عجیب است، حتی در ساهاجایوگا؛ به خاطر چاکرای نابی. بعد، یک عده هنوز خیلی به فکر Read More …

پوجای کریسمس  Pune (India)

پوجای کریسمس پونه، هند، 25 دسامبر 1982 امروز داریم تولد مسیح را جشن می‌گیریم، که رویداد بسیار بزرگی در حیطه آگاهی بشر بود. همان‌طور که می‌دانید، وقتی او در چاکرای اگنیا متولد می‌شود، ایگو و سوپرایگو را جذب می‌کند که آن قید و شرط‌های درون ما و ایگوی ما است. چنین اتفاق بزرگی حدود دو هزار سال پیش رخ داده است. ولی امروز برای ما وقت آن رسیده، که از آن ظهور عظیم بر این زمین استفاده کنیم و آن را به کار گیریم. برای درک مسیح، اول از همه باید بدانیم که او کسی نبود جز اومکارا. او فقط از ارتعاش ساخته شده بود؛ و برای همین است که دوباره زنده شد و او وارسته بود؛ به خاطر عین ذاتش؛ و برای همین ما نیز باید بدانیم که باید وارسته شویم؛ اول از افکارمان؛ و همان‌طور که می‌دانید آن وارستگی وقتی حاصل می‌شود که بدانید چطور دیگران را ببخشید. ولی وابستگی بسیار ظریف دیگری هم هست که مردم دارند؛ این ‌که آنهایی که با مذهب مسیحیت به دنیا می‌آیند، فکر می‌کنند مسیح مال آنها است و این ‌که او در مُشتشان قرار دارد. در حالی که درست بر عکس است؛ این ‌که او اصلا کاری به آنها ندارد و دقیقا بر ضد آنها است. چنانچه مسیح گفته است: “زمانی مسیح مسیح خواهید کرد و من شما را نخواهم شناخت.” پس مهم است که مسیحیان هیچ‌وقت نباید فکر کنند مسیح مال خودمان است و او مال ما است، چون تمام عمرتان را مثل مسیحی‌ها زندگی کرده‌‌اید. در واقع زندگی نکرده‌اید؛ Read More …

پوجای شری آدی شاکتی ۱۹۸۲ Cowley Manor, Cheltenham (England)

پوجای آدی شاکتی، ۱ آگوست 1982، چلتنهام، انگلیس  شری ماتاجی: آمریکایی‌ها آمده‌اند؟ آنها که پوجا کرد‌ه‌اند، آیا آمده‌اند؟ ساهاجایوگی: بله مادر. شری ماتاجی: اینجا هستند؟ ساهاجایوگی: بله. شری ماتاجی: آنها اینجا هستند. پس خوب است. و در این مراکز جدید، آیا با پوجا جایی را افتتاح کرده‌اید؟ ساهاجایوگینی: بله مادر. شری ماتاجی: نه، مرکز شما خوب است، درباره انگلستان می‌پرسم. وارن: از تمام مراکز انگلیس؟ آیا فرد جدیدی اینجا هست؟ شری ماتاجی: چلتنهام مثلا. آلن کجاست؟ از او بپرسید. وارن: همین الان یک دقیقه بیرون رفت. از تمام مراکز انگلیس، آیا فرد جدیدی اینجا هست، همین الان؟ شری ماتاجی: اگر پوجا را برایشان توضیح داده‌اید مهم نیست، ولی اگر هیچ‌وقت پوجا را برایشان توضیح نداده‌اید، پس باید مراقب باشید. به خاطر مصلحت خودشان. متاسفم که مجبور شدم این را بگویم، چون دیروز جمعیت خیلی زیاد بود، طوری که حتی نمی‌توانستم صحبت کنم، و بالا آوردن کندالینی مثل این بود که بخواهی صد تا الاغ را روی سرت بلند کنی، خیلی سخت بود. و همه این افراد خام، نه خود استفاده می‌کنند و نه اجازه استفاده به دیگران می‌دهند، آنها  بهره‌ای نمی‌برند و نمی‌گذارند بقیه هم بهره‌مند شوند. آنها قبل از برنامه، قبل از شروع جلسه، مخصوصا قبل از شروع پوجا جر و بحث می‌کنند. چون نمی‌خواهند از ثمره پوجا لذت ببرید. آنها توجه شما را خراب می‌کنند، آنها جدل می‌کنند، جر و بحث می‌کنند. لطفا بنشینید. ساهاجایوگا چه چیزی برای بحث دارد؟ شما باید جذب کنید، نکته این است که شما باید جذب کنید. چیزی برای جر و بحث وجود Read More …

پوجای ایستر، “خلقت حضرت مسیح” Nirmala Palace – Nightingale Lane Ashram, London (England)

پوجای ایستر، “خلقت حضرت مسیح” اشرام نایتینگل لین، انگلستان، 11 آوریل 1982 اول صحبت می‌کنم و وقتی زمانش رسید بگویید ساعت چند است. رادیو روشن است؟ می‌توانید آن را … ایستر بر همه شما مبارک باشد. امروز داریم روزی را جشن می‌گیریم که روز بسیار بسیار مهم، بدون شک، می‌شود گفت مهم‌ترین روزی است که در آن چنین اتفاق عظیمی رخ داد؛ و باید که به آن شکل اتفاق می‌افتاد چون همه چیز به نوعی مقدر شده بود. در سخنراني‌هاي اخیرم، به شما گفته‌ام که مسيح چطور ابتدا در آسمان‌ها خلق شد. در دوي ماهاتمیام، اگر آن را بخوانيد، او به صورت ماهاويشنو آفريده شد و خيلي روشن اشاره شده است که ابتدا او به صورت تخم خلق شد. اين مطلب در اين کتاب، كه شايد حدود 14000 سال پيش نوشته شده، آورده شده است. اين کتابي است كه در مورد مسيح پيش‌گويي می‌کند و برای همین است که مردم به خصوص در غرب به عنوان یک دوست، به همديگر تخم‌مرغ هديه مي‌دهند. اولین موجودی که به شکل یک تخم‌ بر این زمین آمد، مسیح بود و بخشی از آن، در آن حالت نگه ‌داشته شد و بقيه آن توسط روح‌القدس، توسط ماهالاكشمي استفاده شد تا مسيح را از آن خلق كند. در آن کتاب قدیمی، او را ماهاویشنو نامیدند، یعنی شکل والاتر ویشنو؛ ولي در واقع ويشنو پدر است و مسیح پسری است که توسط روح‌القدس خلق شد. بعد از سخنراني‌ام، مایلم اگر کتاب را داريد، برایشان بلند بخوانید، تمام آن متنی را که می‌گوید مسیح چطور خلق شد؛ Read More …

آمادگی برای متحول شدن Old Alresford Place, Alresford (England)

آمادگی برای متحول شدن اولد آلرِسفورد پلِیس، انگلستان، 17 می 1980 برای متحول شدن، با خودتان روبرو شوید. آن‌وقت که آمادگی حاصل شد تا چیزی شوید و در مجموع وقتی بفهمید که این ایگو و سوپرایگوی شماست که بار شما شده‌‌اند، باید آنها را با آگاهی ارتعاشی کاملا مورد بررسی دقیق قرار دهید. حال دو نوع توجه وجود دارد که ما باید داشته باشیم. اولین توجه، توجه مدام است که کار همیشگی یک ساهاجایوگی است و دومی توجه اضطراری است. من همیشه گفته‌ام که تمام ساهاجایوگی‌ها باید نوشتن دفترچه خاطراتشان را شروع کنند؛ یکی برای تجربیات هر روزه‌شان، اگر بدانید که باید دفترچه خاطرات بنویسید، ذهنتان را هشیار نگه می‌دارید و دیگری برای مواقعی است که ایده خاصی از گذشته یا آینده به شما می‌رسد و آن را هم باید یادداشت کنید. پس به این ترتیب باید دو تا دفترچه خاطرات داشته باشید. برای داشتن توجهی ثابت، شما باید ذهنتان را بر چیزهای خاصی ثابت نگه‌ دارید. اولین آنها، همان‌طور که گفتم، آن است که اگر همیشه دفتر خاطراتتان را بنویسید، آن وقت می‌فهمید که باید یادتان بماند چه چیزهای مهمی اتفاق افتاده است. در نتیجه توجه شما هشیار خواهد بود و به دنبال چنین نکاتی خواهید بود، این که کجا و به چه چیزی دقت می‌کنید. و در کمال تعجب خواهید دید که اگر توجه‌تان را هشیار نگه ‌دارید، چه چیزهای جدیدی به شما خواهد رسید؛ چه ایده‌های فوق‌العاده‌ای. و معجزات زندگی و معجزات زیبایی خداوند و فرخندگی او، بزرگی او، مهربانی او و رحمت او، چطور عمل می‌کنند، Read More …

توصیه برای مدیتیشن بی تلاش London (England)

توصیه برای مدیتیشن بی‌تلاش لندن، انگلستان، 1 ژانویه‌ 1980 به همان صورت ارتعاشات دارند می‌آیند، آنها ساطع می‌شوند. كاری كه شما باید بكنید این است كه خود را در معرض آن قرار دهید. بهترین كار آن است كه هیچ تلاشی نكنید. نگران این كه در كدام نقطه مشكل دارید نباشید. مثلا دیده‌ام خیلی‌ها موقع مدیتیشن، اگر جایی از آنها گرفتگی داشته باشد، دائم از آن مراقبت می‌کنند. لازم نیست نگران باشید. فقط بی‌خیال آن شوید و آن خود به خود درست می‌شود. خیلی آسان است. پس لازم نیست هیچ تلاشی بكنید. مدیتیشن همین است. مدیتیشن یعنی این كه خودتان را در معرض لطف و رحمت خداوند قرار دهید. حالا لطف و رحمت خودش می‌داند چطور شما را شفا دهد. می‌داند چطور شما را اصلاح کند، چطور خودش را در وجود شما جا دهد، روحتان را فروزان نگه دارد. آن همه چیز را می‌داند. پس لازم نیست نگران این باشید كه چه کاری باید انجام دهید، چه اسمی را باید بگویید، چه منترایی باید استفاده کنید. در مدیتیشن باید صد در صد بی‌تلاش باشید، خودتان را كاملا در معرض قرار دهید و در آن زمان باید صد در صد بی‌فكر باشید. بر فرضِ ممکن، احتمال دارد شما بی‌فكر نباشید. آن وقت باید فقط فكرهایتان را نگاه كنید ولی درگیر آنها نشوید. به تدریج خواهید دید همان‌طور كه خورشید طلوع می‌کند، تاریکی از بین می‌رود و اشعه‌های خورشید به هر شکاف و هر قسمتی می‌رود و همه جا را نورانی می‌كند، به همان شکل وجود شما هم كاملا نورانی می‌شود؛ ولی اگر Read More …

پوجای گورو، “اعلان شری ماتاجی” London (England)

پوجای گورو “اعلان شری ماتاجی” اشرام دولیس هیل، لندن، انگلستان  2 دسامبر 1979 ماه پیش، به رستم گفتم که شما باید این یکشنبه پوجایی ترتیب دهید؛ در این روز، ماه کامل است و او از من پرسید شما باید چه نامی به آن بدهید؟ آیا گورو پوجا است یا پوجا برای ماهالاکشمی است یا گانشا پوجا؟ بنابراین به او گفتم اسمش را گورو پوجا بگذار؛ و او بعدا، خیلی بعدتر – وقتی به هند می‌رفتم – از من پرسید که چرا کریسمس پوجا را هم در اینجا برگزار نکنیم؟ امروز یک روز بسیار مهم است. زیرا مدتها قبل، وقتی که مسیح فقط یک کودک بود، او از کتب مقدس خواند و به بسیاری اعلام کرد که او منجی است، اینکارنیشنی که نجات دهنده است. آنها معتقد بودند که نجات دهنده‌ای خواهد آمد. امروز، مدت‌ها پیش، در یک روز یکشنبه، او گفت، او اعلام کرد که منجی است. به همین دلیل امروز یکشنبه ظهور است. او ناچار بود که به مدت بسیار بسیار کوتاهی زندگی کند. بنابراین در سن بسیار پایینی مجبور شد اعلام کند که او منجی است. اکنون جالب است توجه شود که پیش از این، هیچ اینکارنیشنی علنا نمی‌گفت که آنها اینکارنیشن هستند. راما البته فراموش کرده بود که او یک اینکارنیشن است. به نوعی، او خود را به فراموشی واداشت، مایای خود را بر روی خودش بازی کرد تا به یک انسان کامل تبدیل شود، ماریادا پوروشوتاما و شری کریشنا نیز فقط به یک نفر آرجونا، گفت؛ درست قبل از آن که بخواهد جنگ را شروع کند. Read More …

The Significance of Brighton Brighton (England)

اهميت برايتون15/11/1979 لندن خود اين نام خيلي زيباست: برايتون (به معناي روشن کردن و درخشندگي). اينجا بايد همة کشور را روشن کند. من پيش از اين دوبار اينجا بوده‌ام و هميشه حس کردم که اگر در اينجا فرصتي به من داده شود، مي‌توانيم ساهاجايوگا را در ابعاد بسيار وسيعي شروع کنيم، و مي‌تواند… يک روز… اينجا تبديل به يک زيارتگاه شود. ارتعاشات در برايتون قاطي هستند. اينجا دريا داريد. همچنين مادر زمين در اينجا اهميت ويژه‌اي دارد، ولي وقتي که چيز الهي شروع به تجلي خود مي‌کنند، شيطان هم با ظاهري مبدل مي‌آيند، و در آن محل جمع مي‌شوند و شروع به جنگيدن مي‌کنند… جنگ با خداوند و الوهيت، و به همين دليل است که ارتعاشات را در برايتون خيلي درهم و آميخته حس مي‌کنم. اما در كل جاي خيلي خوبي است و ساهاجايوگا مي‌تواند در آن پيشرفت کند.حتماً دربارة ساهاجايوگا با شما صحبت کرده‌اند. «ساها» يعني «با»، «جا» يعني «متولد شده با شما». اين همان يوگا يا يگانگي با خداوند است که در جستجويش هستيد، كه با شما متولد شده است. در درون شماست. همه گفته‌اند: “خدا را در درونتان جستجو کنيد.” حتي مسيح گفت: “او را در درونتان جستجو کنيد.” اين بدان معناست که بايد جستجو كنيد… اين آزادي شماست… كه نمي‌تواند مورد سؤال قرار گيرد. بايد آن را درخواست كنيد، مثلاً اگر خدا مي‌توانست در اين مرحله از آگاهي انسان، شما را به سطح آگاهي بالاتري ببرد… بدون اينکه خودتان وارد ماجرا شويد… و بدون اينكه آزاديتان وارد ماجرا شود… مدت‌ها پيش اين کار را کرده بود. Read More …

شعر: به فرزندان گلم (United States)

به فرزندان گلمشما از زندگی عصبانی هستیدمثل بچه‌های کوچکی کهمادرشان را در تاریکی گم کرده‌اندشما با اخم می‌نشینید و ناامیدی‌تان رااز پایان بی‌ثمر زندگی‌ خود نشان می‌دهیدبا پوشیدن زشتی به دنبال کشف زیبایی هستیدشما به نام حقیقت، همه چیز را دروغ می‌نامیداحساساتان را خالی می‌کنید تا جام عشق را پر کنیدفرزندان شیرینم، عزیزانمچطور می‌خواهید به آرامش برسید وقتیبا خودتان، با وجودتان و با خود لذت سر جنگ داریددیگر مشقت کشیدن برای چشم پوشی از نعمت‌های دنیا کافیست،زدن آن نقاب ساختگی برای دلخوشیحالا در گلبرگ‌های گل نیلوفربر زانوی مادر پرمهر خود بیاساییدمن زندگی شما را با شکوفه‌های زیبا آراسته می‌کنمو لحظاتتان را آکنده از عطری پرلذت می‌کنممن سرتان را با عشق الهی مسح می‌کنمچرا که دیگر طاقت زجر کشیدن شما را ندارمبگذارید تا شما را در اقیانوس لذت غوطه‌ور کنمتا وجودتان را در وجودی عظیم‌تر گم کنیدآن وجودی که دارد از بین گلبرگهای روحتان لبخند می‌زندو یواشکی پنهان شده تا هر لحظه سر به سر شما بگذاردهشیار باشید و شما او را پیدا خواهید کردکسی که هر رشته از وجودتان را با لذتی پررحمت به ارتعاش در می‌آوردو بر تمام جهان نور می‌افکندمادر نیرمالا Mother Nirmala This poem was written by Shri Mataji in 1972 on Her first trip to America for the first public programs in Her presence.